2777
2789
عنوان

جراحی بینی 3

| مشاهده متن کامل بحث + 5195977 بازدید | 66778 پست

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

سلام. یه دفعه چقدر عکس و عملی شهناز جون مبارکه خوشگله صبا جون مبارکه قوس هم داری،،از روبرو عکس نمیزاری؟؟ مانلی وبقیه دوستان تبریک میگم
لیست عملیهای بینی و دکترهای ان صفحه 967 با اجازه عطیه جان
manellyجان من یکشنبه گذشته عمل کردم پس شما دوشنبه بودی. بدترین قسمت ماجرای عمل بینی من کشیدن بخیه هام بود که کلی زیر دست دکتر گریه کردم و دکتر همش در حال عذرخواهی بود بیچاره. انشالا بینی شما هم در نهایت همونی بشه که مدنظرت بوده عزیزم.
الهی به من آن ده که آن به.
حسنا جون جوابتو دادم عزیزم .آمیتیس جان درباره روز عملم پرسیده بودی من خودم خواستم عمل اول باشم از کرج رفتیم صبح اونجا یکم استرس داشتم آخه من ترسوام مذیرش شدیم فرمها رو پر کردیم بعد رفتیم طبقه بالا لباس عمل بهم دادن و یه قرص آرام بخش .قرص رو که خوردم یه ربع بعد خودم شجاع شدم و با پای خودم رفتم اتاق عمل .می خواستم قبل بیهوشی دکترم رو دوباره ببینم ولی نشد گفتند دکتر اسم و توضیحات شما رو داره می دونه چی ازش تواسته بودی ولی قبل بیهوشی چند لحظه اومد بالای سرم فقط پرسیدم دکتر نکنه من وسط عمل بهوش بیام خندید و گفت مگه آرام بخش نخوردی
بعد دیگه بیهوشم کردند حدود 3 ساعت توی اتاق همل بودم وقتی بهوش اومدم توی اتاقم بودم شوهرم هم پیشم بود درد نداشتم خیلی فقط چشام تار می دید سرمم که تموم شد یه آمپول ضد ورم بهم دادن کمپرس سرد هم مرتب شوهرم می زاشت رو چشام حالم خیلی خوب بود اصرار کردم بریم .کارهای ترخیص انجام شد ساعت 5 کرج بودیم خونه
کیمیا جون طبیعیه که بترسی،من خودم قبل از عمل از این گریه های بی صدا و آروم هست میکردم.ولی بعد دکتر اومد پیشم کلی بهم آرامش داد یعنی واقعا دکتر خوب و مهربون بود.دکتر با 2 جمله تونست منو آروم کنه اما مامانم با 1هفته حرف زدن نتونسته بود....دکتر میگفت دخترم من اینجام نگران هیچ چیز نباش(یکی نبود بگه چون شما اینجایی می ترسم اگر جای شما مامانم بود که نمی ترسیدم...)
دکتر فتح سامی / 3مرداد
سپیده جان شاید باورت نشه ولی من اصلا اصلا بخیه رو نفهمیدم اصلا درد نداشت دکتر بسیار با حوصله در آورد به من گفته بودن به اندازه مو کندن درد داره ولی اصلا درد نداشت اثلا متوجه کشیدنش نشدم
ساعت یک ربع به 7رسیدم مطب رفتم توومنشی خیلی استقبال گرمی کردوگفت بروداخل هیچ کس نیست......گفتم شماکه گفتیدامروزخیلی شلوغه گفت نمیدونم چرانیومدن ولی قراره حدود25نفربیان .............خلاصه رفتم توبادکی صحبت کردم وگفتم چی میخوام اونم برام توضیح دادچه کارایی بایدبکنه..........آهان یادم رفت بگم تانشستم اول دکتربهم گفت قبلاعمل کردی گفتم نخیر.......گفت مطمئنی گفتم بله دکتراولین بارم هست به نظرتون میاداین دماغ عمل کرده باشه
خدایاشکرت
مانلی جان دو نفر قبل من بودن برای کشیدن بخیه و برداشتن گچ وقتی اومدن بیرون همین حرف شما رو زدن.خالمم که همراهم بود و سه سال پیش با دکتر من عمل کرده بود هم دقیقا همینو میگفت. ولی نمیدونم چه مشکلی سمت چپم داشت که خیلی اذیت شدم.فقط شنیدم که دکتر و دستیارش به یکی از مراجعین که خیلی از اوضاع من ترسیده بود گفت بینی ایشون مشکلی داشت که برطرف کردمش. به هر حال هرچی بود خیلی بد بود.
الهی به من آن ده که آن به.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108