باشه اولیو میگم
کوچیک بودم یه ۱۴ سالی بودم فک کنم
از اون موقع تنها میخوابیدم تو اتاقم
بخاطر همین میگن تنها تو اتاق تاریک نخوابین
ولی من هنوزم تنها میخوابم
طبق معمول خواب بودم حس سنگینی روی قفسه سینه ام کردم یهو
چشام باز نمیشد ولی در حالی که حس میکردم بازه و میدیدم کسی که رو قفسه سینمه یکی کلا سیاه پوش و قد بلند
اصلا انگار فلج شده بودم میخواستم حرف بزنم زبونم نمیچرخید صدام در نمیومد و