خب حالا که کار از کار گذشت بزار اینم بگم
تقریبا ده دوازده سال یا بین این بودم
اون موقع ها دسشویی ما تو حیاط خونمون
در خونمون از این مدل المینیوم وسط شیشه ای بود قبل عید بود پرده هاش مامانم گرفته بود بشوره
نرم نرمک داشتم میرفتم دسشویی ساعت همون نصفه شب همه خواب بودن
یه لحظه چشمم خورد به بیرون یه مرد قدبلندددددد وایساده بود سرتا پا مشکی