2789
باشه اولیو میگم  کوچیک بودم یه ۱۴ سالی بودم فک کنم  از اون موقع تنها میخوابیدم تو اتاقم& ...

پس چطور من ندیدمش؟؟

واسه منم تو حول همون سنین بود 

خواب بودم تو خواب احساس خفگی و تشنگی کردم 

بعد جالبه مامان بابامم تو همون اتاق بودن

چشامو باز کردم خواستم بلند شم که از پارچی ک بالاسرمه آب بخورم نتونستم خیلی سنگین بودم 

دستمو یا پامو هم نمیتونستم تکون بدم 

انقد حس خفگی و تشنگی میکردم که حد نداشت خواستم بابامو صدا کنم بازم نتونستم بعدش خسته شدم خوابیدم 

اون موقع اصلا نفهمیدم بختکه بعدا از تعاریف بقیه متوجه شدم 

ولی من اصلا ندیدمش البته اتاق خیلی تاریک بود

ࡅ߳و ࡅ߳ܝ̇ߺܣߊ ߊ‌حࡅ߳یߊ‌ܥܼܢ ܦ̈ܠܥ̣ߺ ܩܝ̇ߺی...❥   ﮼‌بی‌حسیِ‌مُطلق‌نسبت‌به‌همه‌چیز...                                           « غَریبه های زیادٓی میبینَم ك رِفیق ترینم بودَن!                 ایمانتان‌بویِ‌گناه‌میدَهد..    

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



بختک؟    

اره

ࡅ߳و ࡅ߳ܝ̇ߺܣߊ ߊ‌حࡅ߳یߊ‌ܥܼܢ ܦ̈ܠܥ̣ߺ ܩܝ̇ߺی...❥   ﮼‌بی‌حسیِ‌مُطلق‌نسبت‌به‌همه‌چیز...                                           « غَریبه های زیادٓی میبینَم ك رِفیق ترینم بودَن!                 ایمانتان‌بویِ‌گناه‌میدَهد..    

باشه اولیو میگم  کوچیک بودم یه ۱۴ سالی بودم فک کنم  از اون موقع تنها میخوابیدم تو اتاقم& ...

چون سر رشته از بختک نداشتم فکر کردم حضرت ازرائیله خدایی 

اینقد ترسیده بودم هیچکاری از دستم در نمیومد 

با یه دستش گلومو گرفت با یه دستش دست چپمو سفت گرفته بود دیگ واقعا حس کردم قراره بمیرم اشهد و ایت الکرسی و همه چی رو خوندم در عین حال یهو فقط یک لحظه تونستم انگشت بزرگ پامو یه تکون خفیف بدم همون تکون بخدا منو از مرگ نجات داد😥😫

فردا صبح اش که بیدار شدم جای چهار تا انگشت 

انگار وقتی یکی دستتونو محکم فشار بده جاش کبود میشه دقیقا همونجوری کبود شده بود نشون مامان و ابجیام دادم🤒🤕😭

تنها پایین رفت؟؟؟؟

تنهانبودم باآجیم بودم😆

❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍❤🧡💛💚💙💜🤍
پس چطور من ندیدمش؟؟ واسه منم تو حول همون سنین بود  خواب بودم تو خواب احساس خفگی و تشنگی کردم& ...

نه من میتونستم راحت رو قفسه سینه ام ببینمش جالبه تو تونستی بلند بشی ولی من اصلا نمیتونستم هیچ تکونی بخورم 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792