از بچگی من گوشت و مرغ و ماهی اینا دوس نداشتم
بعد شش ساله بودم داداشم به دنیا اومد اونم خوشش نیومد از مرغ و گوشت و ماهی ..همیشه میگفتن تقصیر منه که اونم دوس نداره
همیشه به شوخی هم شده کنایه میزنن که اره دید خواهرش نمیخوره اینم نخورد
خسته شدم اخه تقصیر من چیه 😔 چقد بچه های اول بدبختن
چقد همیشه مقصرن😔
امروز داداشم ۱۶ سالشه اومد یه ذره جیگر خورد من گفتم وای چیشده داری میخوری اییی ( همینجوری شوخی گفتم)
بعد داداشم خورد خوشش نیومد گف اه دوس ندارم
مامانم با خنده گف تو گفتی نخورداااا
اخه یعنی چی خودش حس چشایی داره به من چه اخه
چرا از بچگی همش من رو مقصر میکردن بابت همه چی😔