عروسی پسر خاله شوهرمه وما با برادرشوهر قهریم چون سرمارو کلاه گداشت وحق مارو خورد برای خودش خونه وزندگی درست کرد حالا اوناهم میاین شوهرم میگه اگه نمیتونی خودم میرم ولی این اشعالا میان سرمیزوما بشینن موندم چکار کنم نمیتونم نگاهشون کنم تحملشون سخته چکار کنم شوهرم خودش بره