بچم دوسالو نیمشه شوهر نفهمم نداشت نوزادی ختنش کنیم گف باید بزرگ بشه اون لحظه ک دکتر خواست کارشو انجام بده شوهرم رفته دارو بگیره من دلم نیومد بچممو تنها بزارم موندم پیشش بی حسی رو زدن و جیغ بچم رفت هوا بلافاصله کارشو شروع کرد نزاشت حتا بی حس بشه انگار بدون بی حسی بچمو ب روش سنتی ختنه کردن😢😢😢😢😢😢هی میگفت بسهههه درد میکنه مامان کممممممممک خییییییلی گریه کرد بمیرم براش دستمو دادم دهنش گاز بگیره هی کار آنقدر فشار داده زخم شده دلم ضعف رفت تا خونمون ک چهل دقیقه راه بود مثل دیوونه ها جیغ کشید و اشک ریخت