اون لب تاپ رو از برق کشیده بود دیده لب تاپ باز هست همینطور روشن هم هست بعد دیده ی چیز خیلی قد بلند داره میاد بالا ترسیده گفته اگر راست میگی اینجایی برق هارو روشن کن برق ها روشن شده بود!!!! انقدر داد زده تا همسایه ها اومدن کمکش. داییم هم جنون پیدا کرده بود از بس اذیتش میکردن آخر خونشونو عوضکردن