2789
تهمت که هیچی کسی که آبروی کسی رو ببره و گناهش فاحش کنه از دنیا نمیره تا همون گناهو مرتکب شه  م ...

بله نباید آبروی کسی رو ببری شاید طرف از گناهش توبه کرده باشه و خدا بخشیده باشش

مامانبزرگم بابابزرگم بهم تهمت زدن ابروم و بردن

همه میگفتن که فلانی (من) ابنجوری نیس مامان بزرگم اینا باور نداشتن

سپردمشون به خدا

به یکماه نکشید

مامانبزرگم دوتا عمل کمر انجام داد هنوز نمیتونه راه بره فقط نشسته

چندتااااا باغ داشتن باغ انگور و گوجه سبز و......

امسال یدونه بار از هیچکدومشون ندیدن

باغ هاشون میلیاردی بار میداد اما امثال دریغ از یه جعبه بار

خونشون رو دزد کامل خالی کرد

بابا بزرگم هم جنی شده

دلمو بدجور شکوندن🙂دو شبانه روز گریه کردم

رفتم امامزاده صالح سپردمشون به خدا 

خودش هیلی خوب جوابشونو داد جوری که الان میگن هر بلایی داره سرتون میاددبه خاطر اینه که دل فلانی(من) رو شکوندین

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

صبر داشته باش پس میدن  به چشم میبینی

امیدوارم ببینم😔

helen21 سابقم😐😒هلن ی تیکر زده و مطمئنه سر این تاریخ تو خونش نشسته و ساعت 6 عصر داره چایی میذاره کنار شوهرش بخورن... ی امین میگی؟تورو خدا😭جانم؟عزیز دلم؟نمیخوای برگردی؟من این روزا با همه وجودم هم دوست دارم هم ازت متنفرم... چیکار کردی با دلم ک دلم نه نبودنت رو میخواد نه بودنت رو؟ولی...حال دل من خوب نیست دلبر!برگرد...یک چای میگذارم بنشین ب پای درد و دل من.. من میمانم و تو و یک دنیا حرف!دلم برای چشمانت برای نفس های ارامت تنگ است!من ایمان دارم ک بازهم صبح ها قرار است ب تو صبح بخیر بگویم!برگرد!قول میدهم موقع خواب دیگر خانه را تاریک نکنم,همه تهدیگ غذا سهم خودت,چای نمیخوریم,قول میدهم هر چ تو گفتی همان شود!تو فقط برگرد!خدا جون؟رومو زمین نندازیا😔من به قلبم قول دادم از طرف تو😔منو مدیون قلبم نکن😔دلبر؟من هرشب تصور میکنم امده ای تمام این روزهارا از دلم در اورده ای😔پس چرا حافظ انقدر دروغ میگوید😔😔😔هربار ک حافظ مرا امیدوار میکند ب بازگشتت منه امیدوار شب را صبح میکنم ب امید بازگشتت ولی تو نیامدی😭بیا دلبر قول میدهم همه چیز بشود همان ک تو میخواهی😔

من شوهرم خیلییی اذیتم کرد خیلی تحقیرم کرد خیلی توهین و تهمت ک با فلانی بودی فلان جاها میرفتی و... من یه خواهرشوهر بزرگتر دارم ک بچه داره یکی هم کوچیکتره خیلی به خودشون مینازن ک خوبن و پاکن من از خدا خواستم هرچی که بهم گفت هرچی تهمت زد هرچی اذیتم کرد هرچقدر گریه کردم مریض شدم از غصه همه رو خدا سر خواهرش بیاره تا خودش به زبون خودش بگه هرچی سر زنم آوردم الان یکی داره سر خواهرم میاره 

❤️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز