2777
2789
عنوان

عکسو ببینین|:

| مشاهده متن کامل بحث + 2340 بازدید | 84 پست
هیچی اسمم به شهید راه کربلا تغییر میکنه😂😂😂

میدونم اذیت میشی.. آخه مام همین جوریم .. ولی من معمولا خوشم میاد کمکشون کنم چون خیلی در حقم خوبی کردن 

خداجون ! میشه یه فرزند سالم هدیه بدی بهم؟ خیلی تنهام خدا

دخترا من تو این چند سال کلی برای مربی و برنامه‌های مختلف هزینه کردم ولی هیچ‌وقت نتیجه‌ای که میخواستم نگرفتم.

یکی از دوستام فیتامین رو معرفی کرد و الان بعد از ۶ ماه واقعاً تغییر رو حس میکنم، حتی اطرافیانم هم متوجه شدن 😅

خوبیش اینه که هم تو خونه میشه تمرین کرد هم باشگاه. گفتم اینجا معرفی کنم شاید به دردتون بخوره ❤️

میدونم اذیت میشی.. آخه مام همین جوریم .. ولی من معمولا خوشم میاد کمکشون کنم چون خیلی در حقم خوبی کرد ...

عزیزم خیلی خوبه اونجوری ولی نه ازت سواستفاده کنن مادرشوهرم میخواد من برم که براش کار کنم همین...شوهرمم چون وابسته خانوادشه میخواد بریم که باید این عادتشو بذاره کنار من خودم ماهی یه بار یا سه هفته یه بار خانوادمو میبینم

کلاس سومه

اها 

من جای تو بودم شوهره اومد حرفمو میزدم نه خودمو میزنم به مریضی نه چیزی میگم مادرت ک دست و پا داره چرا من براش کار کنم اگه تو خیلی دوست داری مادرتو خودت برو کمکش کن براش چایی بریز میوه بشور نهارو شام برای مهموناش درست کن من نمیتونم دیگه این کاراییو که مادرت ازم میخواد بکنم

یه دختر شیطون که حتی شوهر  ام نداره چه برسه به ی پسر کوچولو  😂برق گرفته شده نه ببخشید برگرفته شده از کاربر @miinnaaa        از شنبه میخوام رژیم بگیرم شنبه ۲۵ دی ۱۴۰۰ از وزن ۵۵ کیلو به ۴۷ برسم من با اراده ام چون دوبار ۶ کیلو کم کردم 😌  بازم میتونم !و بلخره ترقوه درمیارم 😍🤩♡عضو گروه ابی بامداد خمار♡
عزیزم خیلی خوبه اونجوری ولی نه ازت سواستفاده کنن مادرشوهرم میخواد من برم که براش کار کنم همین...شوهر ...

درک میکنم عزیزم.. خدا کنه مشکلت حل شه.. ولی از یه طرف حواست باشه این وسط از شوهرت دور نشی و بینتون شکاف ایجاد نشه..

خداجون ! میشه یه فرزند سالم هدیه بدی بهم؟ خیلی تنهام خدا
اها  من جای تو بودم شوهره اومد حرفمو میزدم نه خودمو میزنم به مریضی نه چیزی میگم مادرت ک دست و ...

گفتم عزیزم میگه تو عروسشی ازت انتظار داره کلا طرف خانوادشه من نمیدونم چرا زن گرفتع

خدا میدونه الان دارم از دندون درد میمیرم و موش مردگی نیست ولی میگه باید بریم

درک میکنم عزیزم.. خدا کنه مشکلت حل شه.. ولی از یه طرف حواست باشه این وسط از شوهرت دور نشی و بینتون ش ...

مرسی گلم❤️❤️فعلا که دعواهامون سر این چیزاس و خیلی دلخور میشیم کاش از اول نمیومدم اینجا

گفتم عزیزم میگه تو عروسشی ازت انتظار داره کلا طرف خانوادشه من نمیدونم چرا زن گرفتع خدا میدونه الان ...

بگو مادرت هر انتظاری داره من نباید برطرف کنم منم از مادرت انتظار دارم هر هفته واسه من خاویار بیاره میتونه بیاره؟باشه بیاره منم انتظاراتشو برطرف کنم بگو از تو ام انتظار دارم خونه مستقل بگیری میتونی بگیری همین فردا پولشو داری؟نه پس از من چه توقعی داری که انتظارات شمارو برطرف کنم

یه دختر شیطون که حتی شوهر  ام نداره چه برسه به ی پسر کوچولو  😂برق گرفته شده نه ببخشید برگرفته شده از کاربر @miinnaaa        از شنبه میخوام رژیم بگیرم شنبه ۲۵ دی ۱۴۰۰ از وزن ۵۵ کیلو به ۴۷ برسم من با اراده ام چون دوبار ۶ کیلو کم کردم 😌  بازم میتونم !و بلخره ترقوه درمیارم 😍🤩♡عضو گروه ابی بامداد خمار♡

اسی زنده ای یا شهید شدی😂

یه دختر شیطون که حتی شوهر  ام نداره چه برسه به ی پسر کوچولو  😂برق گرفته شده نه ببخشید برگرفته شده از کاربر @miinnaaa        از شنبه میخوام رژیم بگیرم شنبه ۲۵ دی ۱۴۰۰ از وزن ۵۵ کیلو به ۴۷ برسم من با اراده ام چون دوبار ۶ کیلو کم کردم 😌  بازم میتونم !و بلخره ترقوه درمیارم 😍🤩♡عضو گروه ابی بامداد خمار♡
اسی کاش میگفتی چی شد؟

هیچی شوهرم اومد خیلی ناراحت بود قبل اینکه بیاد مادرشوهرم اومد دنبالم گفت چرا نمیای گفتم سرم درد میکنه گفت یه قرص بخور بیا منم چیزی نگفتم بعدش شوهرم اومد کلی ناراحت بود و هی میگفت بریم و میخواست به زور لباس تنم کنه و نشسته بودیم که مادرشوهرم اومد گفت پس کی میخواین بیاین دیگه نزدیکع برن شوهرمم گفت از خانوم بپرس بعدش مادرشوهرم گفت چرا چیشده مگه چرا نمیاین منم گفتم هم سرم درد میکنه هم دندونم بعد گفت قرص بخور بیا خب ما میریم خونه خاله ی شوهرم همه عروساش از جلوی ما اونجان منم گفتم نمیشه که هروقت مهمون داشتین ما بیایم بعد میگفت نه زشته بیاین الان میگن با هم قهریم منم دیگه جواب ندادم و شوهرم گفت یه زنگ بزن به... (مادر من) ببینم این حرفای دخترشو بشنوه چی میگه!(چون من خیلی دوسش دارم و رو حرفش حرف نمیزنم)یه جورایی مثل بچه ها میخواست منو بترسونه😂😂😂منم گفتم زنگ بزن بعدش مادرشوهرم رفت و گفت بیاین منتظرم

وقتی رفت من رفتم سراغ ساکم و گفتم من دیگه یه لحظم اینجا نمیمونم میرم خونه بابام شوهرمو میگی جا خورد انگار برق بهش وصل کردن😐گفت کجا میری چی میگی همش میخواست جلومو بگیره و ساکو از دستم میکشید منم گفتم خسته شدم از دستت از دست این زورگوییات منوتو به درد هم نمیخوریم اونم هی میگفت غلط کردم و اصن نمیریم و ببخشید و فقط اروم باش تو و حرفای عاشقانه و این چیزا یکم که اروم تر شدیم گفت همین یه بار بخاطر من بیا دیگه نمیخواد بریم.منم بخاطرش حاضر شدم رفتیم و اخرشب که خونه خودمون بودیم موقع خواب گفتم خوبه دیگه همین یه بار بود من دیگه نمیاما دیدم ارع زد زیر حرفش نه هروقت میان ما باید بریم بازم بحثمون شد و من قهر کردم بازم اومد منت کشی ولی حرف از اینکه دیگ نمیریم نزد

فعلا اشتییم ولی حل نشد این مشکل

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
2108