بچه ها من شوهرم کادو روز زنی برام 4 تا النگو گرفت البته باخودم رفت و سلیقه خودم هست مدلش داخل مغازه یکیش ترک خورد و تو ماشین که رفتیم کامل شکست خلاصه زنگ زدیم مغازه دار گفت فردا بیاین تعویض میکنم براتون
بعد شب ک رفتیم خونه مادرشوهرم وقتی دیدن همه خوشحال شدن و تبریک گفتن چون من چندسالی هست طلاهامو فروختم و نداشتم
به غیر مادرشوهرم تو چهره اش ی چیزه خاصی بود
گفت چرا انقد نازکه منو میبردی تا برات یه چیزه خوب انتخاب میکردم
چرا اصلا به ما خبر ندادی میخوایی طلا بخری ک ماهم بیایم اونجا سرت کلاه نره
گفتم مامان جان من خودمم خبر نداشتم رفتیم برای شما خرید کادو بعد یهویی پسرتون منو بردن طلا فروشی گفته طلا انتخاب کن یهویی شده
خلاصه ک فهمید یکیشم شکسته دیگه همشون شروع کردن ک آره دیگه سرت و کلاه گذاشتن و پس نمیگیرن و هرچی هم من میگفتم بابا بخدا تماس گرفتم با طلا فروشی گفتن مشکلی نیس اینا حرف حرف خودشون بود فقط
تا اینکه