استاد شهریار در این شعر ثریا رو پس میزنه در ابتدای شعر میگه که من در جوانی به وصال تو نرسیده ام
دیگر هم میلی برایم باقی نمونده
منظور اینه که چنین غلغله ای که در اسمونه مثل اشتیاق وصاله و غلغله در اسمان مثل اینه که قیامته اما چرا قیامت نمیشه و دنیا نابود نمیشه جای تعجبه