من وسط افسردگیم عاشقش شدم وقتی عاشق اون شدم نا خوداگاه عاشق خودمم شدم دیگه ناراحت نبودم بیشتر به خودم اهمیت میدادم همش فکر و ذکرم این بود پیشرفت کنم که به چشمش بیاد
صبح تا شب تو دلم باهاش حرف میزدم
هر دفعه باهاش حرف میزدم لبخند داشتم
هر کاری میکردم اول به فکر این بودم اون خوشحال میشه یا ناراحت