2777
2789
عنوان

متاهلا

| مشاهده متن کامل بحث + 848 بازدید | 73 پست
شیک و پیک من اصلااااا نمیتونم شلوار گشاد و گل‌گلی بپوشم فقط شلوار رنگ تیره و چسبون

من موهام ساده جمع مکنم

کارشناسی ارشد مترجمی 🍫خانه دار🍫ورزشکار 🍫 تایپک ها انرژی مثبت تگ‌کنید 🍫قدیمی اینجا از سال نود و چهار‌ 

همیشه بلوز و دامن کوتاه یا پیرهن کوتاه امکان نداره با لباس و شلوار گشاد و .... دیده بشم شما هم به ...

مگ بخاطر ی لباس خیانتم‌میکنن


درخواست دوستی هیچکس روقبول نمیکنم اگرهم سوالی چیزی ازم دارین تو تاپیکتون منو تگ کنید سوالتون رو بپرسید. درخواست دوستی ندین لطفا

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من لباسه راحت ميپوشم اما مرتبو ترتميز اصلا تيشرتايي كه بزرگمن نميپوشم 

من لانگ میپوشم بدون شلوار

کارشناسی ارشد مترجمی 🍫خانه دار🍫ورزشکار 🍫 تایپک ها انرژی مثبت تگ‌کنید 🍫قدیمی اینجا از سال نود و چهار‌ 

لباس تو خونه باید اول راحت باشه من اصلا نمیتونم خیلی تنگ بپوشم قلبم میگیره 

فرزندم،از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم...امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان دل گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد،این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...!❤️❤️
بیشتر لباسهای راحت می‌پوشم ولی درعین حال مرتب و خوشگل.تو تابستونم ک زیاد ساحلیو تاپ واینا

من لانگ بدون شلوار

کارشناسی ارشد مترجمی 🍫خانه دار🍫ورزشکار 🍫 تایپک ها انرژی مثبت تگ‌کنید 🍫قدیمی اینجا از سال نود و چهار‌ 

اسی اگرتایپک بزنی تو خونه با چی میگردین همه مامیگفتیم نیم تنه وشورت اما الان همه لباس پوشیده و شیک میگیم😁😁😁😁😁😁

لطفا اگرازپستی درتایپکی گذاشتم  خوشتون اومدیادرتایپکی کمکتون کردم لطفابرای سلامتی وسربلندی وخوشبختی همسروبچه هام  دعاکنید هوای یکدیگر را داشته باشیددل نشکنیدقضاوت نکنیدهنجارهای زندگی کسی را مسخره نکنیدبه غم کسی نخندیدبه راحتی از یکدیگر گذر نکنیدبه سادگیِ آب خوردنبر دیگری تهمت ناروا نبندیدبه حریم آبروی دیگریبدون اجازه وارد نشوید ...آدم‌ها دنیا دو روز است !هوای دل یکدیگر را بیشتر داشته باشیم 💖

همیشه تیشرت و شلوارک پامه ولی شوهرم لباسای گشاد دوست داره🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

خوبه باز

کارشناسی ارشد مترجمی 🍫خانه دار🍫ورزشکار 🍫 تایپک ها انرژی مثبت تگ‌کنید 🍫قدیمی اینجا از سال نود و چهار‌ 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز