2821
2789
من سرماخوردم😭انقد عذاب وجدان دارم دارو میخورم😢ترشحاتم بیشتر شده.تاریخم ۱۱ بهمنه .همش شبا بیدارم ی ...

وای دقیقا شبا منم همینطورم جقدر شکل منی دارو رو دکترت داده؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من سرماخوردم😭انقد عذاب وجدان دارم دارو میخورم😢ترشحاتم بیشتر شده.تاریخم ۱۱ بهمنه .همش شبا بیدارم ی ...

سونو گفته تو این تاریخ زایمان باید بکنی؟یا سزارینی هستی؟چون تیکرت بامنه

وای دقیقا شبا منم همینطورم جقدر شکل منی دارو رو دکترت داده؟

اره .سفیکسیم ۴۰۰ و دیفن ساده و استامینفون ساده..پریشب خابیدم خونه مامانم تاصب بیدار بودم انقد رفتم و اومدم دسشویی و اینا همش نگران بود مامانم..سنگین شدم زانوهام تحمل وزنمو نداره😢😢😢چقد سختهههه ..از هفته ۲۹ دیگه نمیگذرهههه...من دیگه هفته حساب نمیکنم میگم ۳۰ روز دیگه دقیق

🖤🥀۱۴۰۴🖤🥀💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل هفده سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم

سونو گفته تو این تاریخ زایمان باید بکنی؟یا سزارینی هستی؟چون تیکرت بامنه

سزارین اختیاری هستم عزیز..۳۸ هفته و ۳روز ..اره باهمیم🥰

🖤🥀۱۴۰۴🖤🥀💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل هفده سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم

اره .سفیکسیم ۴۰۰ و دیفن ساده و استامینفون ساده..پریشب خابیدم خونه مامانم تاصب بیدار بودم انقد رفتم و ...

اره واقعا خیلی سخت شده من انقدر حوصلم سررفته اما کشش بیرون رفتنم ندارم من سزارینم نمیدونم چقدر وقت دیگه میشه

2825
2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

قیافه بچه وقد

maix | 23 ساعت پیش
2791
2779
2792