دلم عین سگ برات تنگ شده
خیلی دوستت داشتم
خیلی خیلی خیلی خیلی...
مبینا قلبم یهو از جا کنده میشه وقتی بهت فکر میکنم
وقتی فکر میکنم که دیگه نیستی
که دیگه اون همه طنازی رفته زیر خاک
مبینا مبینا مبینا مبینا
تونستی بیا به خوابم
بیا ببینمت دوباره
بیا...
وای مبینا اگه بدونی چی شد
یه شب انقدر غمت فشار اورده بود
نشستم کف حیاط
وسط زمستون روی زمین سرد
بیست بار آهنگ «ای پرنده ی مهاجر سفرت سلامت اما
به کجا میری عزیزم
قفسه تموم دنیا...»
خوندم و عر زدم باهاش مبینا عر زدما
انگار کل قلبم و داشتم با زار زدن میریختم بیرون
مبینا خیلی دوست داشتم
ولی نمیگفتم که پررو نشی
مبینا غلط کردم
کاش بهت میگفتم که چقدر دوستت دارم
چقدر به نظرم دختر بالنده ای هستی
مبینا گوشیت دست کیه الان ؟
یعنی هیچوقت انلاین نمیشی؟
وای مبینا وای...
نیستی چرا؟
کاش بودی کاش بودی کاش بودی...
چرا نیستی واقعا ؟
یعنی چی آخه ؟
دلم میخواد یه بار دیگه باهات حرف بزنم
یه بار دیگه فقط یه بار
توروخدااااا بیا به خوابم
آخیششش
خالی شدم مبینا
داشتم میترکیدم
کاش میدی مبینا
کاش میدیدی....