2777
2789
عنوان

درددل....

| مشاهده متن کامل بحث + 227 بازدید | 18 پست

نمیتونم باور کنم باهاش میخوابیدی... پیشش میخوابیدی تو تختش شب تا صبح... یاد من و بچه مون نیفتادی... هیچ وجدان و غیرتی نداشتی که دوباره و دوباره رفتی خونه ش... اون مشکل داشته باشه.... توچی... مشکل از تو بود... چطور نشستی باهاش پیک زدی... به سلامتی کی... یاد زن و بچه ت نیفتادی اون لحظه ها... چطور من بعد ده سال نتونستم متقاعدت کنم لباس اسپرت بپوشی ولی بخاطر اون توی کمتر از یک ماه همه چیت عوض شد... جوری که خودم از دیدنت لذت بردم ولی وقتی فهمیدم واسه اون پوشیدی و کس دیگه به تو چشم داشته دیوونه شدم... چطور تونستی... چرا برای من مایه نمیذاشتی.... چطور براش بهترین چیزا رو خریدی و برای من نه.... چطور باهاش عشقبازی هایی کردی که تا حالا واسه من نکردی... خدایا باورم نمیشه... حس میکنم همه چی غیر واقعیه... فکر میکنم همه چی خیاله و باید بیدار شم و نمیتونم...

ترجمه متون عمومی و تخصصی در زمینه اقتصاد، مدیریت، تجارت، حسابداری، کارافرینی و ... با کیفیت عالی و در اسرع وقت، به صورت تایپ شده پذیرفته میشود.

از همه واژه هایی که توی اون چتای لعنتی نوشتین حالم بهم میخوره برای همیشه... از کلمه عشقبازی... از آهنگ بیداری هلن که عاشقش بودم و ده سال پیش برای من خوندی و الانم برای اون خوندی.... ازاینکه بهم میگفتی برام اهنگ دانلود کن و بعدش برای اون میفرستادی... ازینکه از تو اینستاگرام براش متن و شعر جدا میکردی و میفرستادی.... کارایی که هررررگز برای من نکردی.... من نمیدونم برات کی بودم... میدونم که عشقت نبودم... شاید فقط همون ده سال پیش بودم و بعدش کلفت خونه بودم... من که خودم پراحساس بودم و شعرم میگفتم و تو همیشه مسخره م میکردی... موقعی که گریه میکردم میرفتی و یکبار بغلم نکردی... من به چی دلم خوش باشه... به چه عشقی... به چه تکیه گاهی... کاش کاش کاش هیچکس این حسو تجربه نکنه...

ترجمه متون عمومی و تخصصی در زمینه اقتصاد، مدیریت، تجارت، حسابداری، کارافرینی و ... با کیفیت عالی و در اسرع وقت، به صورت تایپ شده پذیرفته میشود.

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

از همه واژه هایی که توی اون چتای لعنتی نوشتین حالم بهم میخوره برای همیشه... از کلمه عشقبازی... از آه ...

چقد یاد گذشته خودم افتادم😔😔😔

انشالله درها به روی اون بسته بشه و به روی تو باز🙏🏻

خدا جای حق نشسته.

من و خدا💫
از همه واژه هایی که توی اون چتای لعنتی نوشتین حالم بهم میخوره برای همیشه... از کلمه عشقبازی... از آه ...

عزیزم الان تاپیکای قبلتو خوندم،….ببین اگه منتظری که یادت بره این چیزا بدون هیچ وقت فراموش نمیشه.

ولی اگه شوهرت واقعا مراقب خودش و تو باشه و دیگه خیانت نکنه و سعی کنه دلتو بدست بیاره ، بعد از یکی دوسال این خاطرات برات کمرنگتر میشه و بیخیال تر میشی.ینی در صورتی که اون اصلاح کنه رفتارشو تو هم کم کم دوباره بهش دلگرم میشی و این غم برات یه زخم کهنه میشه که دیگه اهمیتی نداره.

پس بخاطر پسرت صبر کن و فعلا زیر نظر روانپزشک یه دوره کوتاه داروی ضد اضطراب مصرف کن تا گذشت این دوره برات اسونتر بشه.سعی کن برا اونم یاد اآوری نکنی و به سرش نزنی زیاد. هرچند سخته میدونم.

خدا بزرگه، انشالله دوباره ، شادی و عشق به زندگیت بر میگرده.

اینو از تجربه زندگی خودم گفتم

من و خدا💫
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز