خدا ازش نگذره خواهرم عزیزم
مجبور میگم که اونجوری من میرفتم نمیومد زندگس کنه و طلاق هم نمیداد واذیت میکرد
خونوادم گفتن ارزش بالا رفتن به دادگاه نداره
توافقی وکلیم تونست ۲۵ تا راضیش کنه اونم هر ۵ماه یکی
انشالله دلی وابسته و دلبسته کرد سزاشو ببینه
ومسئول اه واشکهام شد
زن خوب همراه براش حیف بود منو عروس کرد فکر کرد به آرزوم رسوند ازدواح دومش بودم
چقدر بروبیاوموجه
همش تفریح رفت اند هی به تهران برای درمان
اسپرم ضعیفش
خیلی زیاده حرف
اخرم با پرویی گفت نمیخام باهات زندگی کنم واونی که میخواستم نیستی ازسوزش میگقت از پوچیش افسردگیش میگفت
یعد که دید نتیجه نگرفت آی وی اف
بهونه هاش شروع
قفل درو عوض کرد تا منو راه نده
وجالبه میگه برای بچه نیست اگرنیست که زندگی کنه چون برای بچه بود اگر بچه ای این وسط میومد زندگی میکرد
دیگه بهونه نمیاورد
اگر هست که خودت مشکل داری
در کل زن نگه دارنبود
چطور بگم تکلیفش بلخودش معلوم نبود
خدا ازش نگذره