خندیدیم، من یه هفته باردار بودم و بعد سقط کردم از این قضیه یه ماه میگذره داشتم از تجربه و احساسم تو اون یه هفته میگفتم فقط میخندیدیم، چقققققققدر استرس بیخود داشتم، جاریم میگفت جوگیر شده بودی😆😆😆😆
God help me to be strong enough not to lie to myself
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.