2777
2789
عنوان

همش خسته و بی حال و کم انرژیم

| مشاهده متن کامل بحث + 368 بازدید | 44 پست
من که دیگه نا امید شدم به هر راهی رفتم گفتم خوب میشم نشد اول اینکه دزنم همش داره بالا میره دو ساله ...

عزیزم چه قدر ناراحت شدم انشاالله زودتر سلامتیت رو بدست بیاری💕

  

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

واقعا شوهرت پروویه که پول داروهاتو نمیده😑😠😡

راهی ندارم مجبورم بسوزم و بسازم انقدر دست به دامن ایمه شدم مادرم همش دعا میکنه که خوب بشم اما هیچی بهتر نشدم بدترم میشم تازه با شوهری که اصلا درکی از بیماری نداره اگر خودش یه درد کوچولو داشته باشه سریع دکتر ولی من باید تحمل کنم تا خوب بشم 

باور نمیکنی اون کرونا گرفت خودم پرستاریشو کردم پشت سر اون من گرفتم جاشو جدا کرد گفت میترسم ازت بگیرم در صورتی که خودش بمن داد حالم خیلی بد بود ولی حتی بگی یه لیوان ابم دستم نمیداد انقدرم بهم خلق تنگی میکرد که چرا خوابیدی وقتی بستری شدمم تا شبش حتی یه زنگ نزد ببینه من چطورم برادرم بردم بیمارستان غریب و تنها بخدا از نظر روحی و هم از نظر جسمی داغونم 

پسرام با اینکه کوچیکن ۱۰ و ۱۳ سالشونه دلگرمی منن وگرنه دق میکنم

پسرم پدرشو به زور اورد بیمارستان میترسید بیاد

بخدا اگه مردی دارین که نگرانتون میشه بهتون اهمیت میده شما رو به هرچیزی ترجیح میده قدرشو بدونین 

امیدوارم و از خدا میخوام هر چی که من طعم خوشبختی نچشیدم شما بچشی و زندگیت پر از ارامش باشه

راهی ندارم مجبورم بسوزم و بسازم انقدر دست به دامن ایمه شدم مادرم همش دعا میکنه که خوب بشم اما هیچی ب ...

وایی عزیزم چه بد 😣

به نظرم خودت اینجوری خیلی باید مراقب خودت باشی از هیچ راهی برای زودتر خوب شدنت و درمانت کوتاه نیا 

و برای هزینه درمانتم سعی کن یه پس اندازی داشته باشی 

مثلا از شوهرت بگیر بگو برای خرج خونه بعد برای درمان بزار کنار که زودتر خوب بشی به شوهرت بگو مادرت هزینه رو داده مردا جدیدا بی احساسن و وفا ندارن😞 

انشالله خدا بچه هاتو برات حفظ کنه 

  
وایی عزیزم چه بد 😣 به نظرم خودت اینجوری خیلی باید مراقب خودت باشی از هیچ راهی برای زودتر خوب شدنت ...


انشاءالله هیچوقت به تور یه ادم خسیس نیوفتی عزیزم

۷ دسته از ادما زندگی باهاشون خیلی سخته یکیشون خسیس ها

شما باور نمیکنی من اصلا رنگ مغازه نمیبینم

اصلا یه هزار تومنی پول دست من نیست

خوراک ما فقط در حد چیزای واجب اونم کم دوماهی یک کیلو گوشت ماهی یه دونه مرغ و...

خوراکی که اصلا ما رنگشو نمیبینیم بچه من تا دو سال پیش جایی پسته میدی میگفت گردو چون ندیده بود نمیشناخت

میوه شاید ماهی یکبار یا دوبار 

یخچالی که همیشه خالی

لباس لباسای بچه های خواهرام و خواهرشوهرام

چند سال یه بار اونم با چقدر اذیت بخریم 

بچه هام سالی یه بار اونم فقط یه دست بیشتر نه

سر سفره نگا میکنه به لقمه هات یه ذره پنیر بیشتر برداری خلقش تو هم میره

نگا میکنه چقد روغن میریزی تو تاوه

بیشتر غذا ها بدون گوشت

من بیشتر ضعف بدنیم بخاطر اینه که اصلا ما چیزای تقویتی نداریم

باور میکنی میگه هفته ای بار فقط شامپو بزن 

خودش همیشه بو میده چند دفعه بره حموم یه بارشو قد یه نخود میزنه که کف نمیکنه انقدر کثیفه 

لباس میگه با دست بشور لباسشویی حیفه

با دست جارو کن جارو برقی حیفه

خراب بشه درست نمیکنم خراب بشه درست نمیکنم

ما اصلا نمیدونیم مسافرت چیه

رستوران چیه

خرید کردن چیه

من اصلا مغازه ها رو نمیشناسم چون نمیرم

باور میکنی ما بخاطر یه کولر چقدر تابستونا اشکمو در میاره 

طوری که هر سال میگم خدا نکنه سال دیگه تابستون زنده باشم

تازه این کولرم داییم بهم داد یه کولر کهنه و داغون 

همون اول گفت من کولر احتیاج ندارم اگه میخواید خودتون واسه دخترتون بخرید 

پدرمتحت پوشش کمیته امداد بودیم جهیزیه منم خیرین جور کردن برام مادرم به داییم گفت اونم گفت من کولرم قدیمی شده یکی جدید میخرم اینو میدم بهش

خواهرام یا برادرشوهرام حایی برن به ما نمیگن چون اولا میگفتن اینم میگفت نه بچه هام گریه میکردن دیگه خودشون نمیگن میگن بچه هات غصه میخورن

من مثلا بخوام یه جوراب بخرم میترسم 

خواهر هر چی بگم تمومی نداره

خلاصش اینه همه چیز از جنبه مالی دیده میشه هیچ چیز به اندازه پول مهم نیست هیچ چیز

زندگی ما قبلا همش دعوا بود ولی دیدم اون که درست نمیشه و بچه هامم چقدر حالشون بد میشه دیگه هیچی نمیگم هیچی نمیخوام حتی دردامو نمیگم چون وقتی بگم عوض همدردی فقط بد اخلاقی میکنه و بیشتر اذیتم میکنه

هر چی حالم بد باشه جلو چشمم بلند میشم چون اصلا خوشش نمیاد خوابیده باشم

باور میکنی من سوختم تمام شکمم سوخت منو نبرد دکتر تمام شکمم عفونت کرد دیگه نمیتونستم راه برم بهش گفتم برم دکتر گفت ندارم گفتی داری نن ویگه نمیتونم خیلی درد دارم گفت چشمت در میومد کی بتو گفت غذا بپزی که بسوزی

مجبورم قالی رو ببافم وقتی قالی میبافم باهام بهتر رفتار میکنه

همش نگاه به رجش میکنه ببینه چند تا بافتم وقتی خوب ببافم باهام خوبه ولی وقتی نبافته باشم همش بهانه همش اذیت

خدا قسمت هیچکس نکنه زندگی با ادم خسیس رو خیلی سخته 

جالب اینه اصلا هم قبول ندارن تازه خیلی ولخرجن خیلیم لطف دارن

تمام لذت زندگیشون تو اینه پول جمع کنن زمین بخرن حساب بانکیشو پر کنه همیشه هم میگن نداریم در صورتی که خیلی دارن

وایی عزیزم چه بد 😣 به نظرم خودت اینجوری خیلی باید مراقب خودت باشی از هیچ راهی برای زودتر خوب شدنت ...

عزیزم ببخشید خیلی پر حرفی کردم

ممنون از دعای قشنگت

انشاءالله شما خوشبخت باشین و در ارامش زندگی کنین 

انشاءالله هیچوقت به تور یه ادم خسیس نیوفتی عزیزم ۷ دسته از ادما زندگی باهاشون خیلی سخته یکیشون خسیس ...

وا چه خسیس مگه پول رو برای چی میخواد 😐

شنیده بودم همسر خسیس خیلی بده

باز اگه مرد نداشته باشه میگی نداره مثلا گفتین مسافرت نمیرین منم تو خونه پدریم اصلا مسافرت نرفتم ولی خوب درک کردم که نداریم پول مسافرت رو 

ولی همسر شما واقعا فوق خسیسه که نیاز های اساسیتونو نادیده میگره😠

کسی نیست یکم نصیحتش کنه اخه عزیزم اینجوری که خیلی برای شما زندگی سخت میشه😕

وایی خدا چه قدر ناراحت شدم که دکتر نبردتی😭منم خودم اولا بیماریم بابام برداشت فهشم داد که چرا بیمار شدم چون زورش میومد که هزینه بیمارستانمو بده 

  
وا چه خسیس مگه پول رو برای چی میخواد 😐 شنیده بودم همسر خسیس خیلی بده باز اگه مرد نداشته باشه میگی ...

نه خواهر نصیحت چیه؟

اینا تازه خودشونو خیلی قبول دارن و بنظرشون خیلی خرج میکنن

مثلا میگه برادرات و خانوادت باید ممنون من باشن خرج خواهرشونو میدم

خواهر هزار بار بهش گفتم ایکاش هیچی نمیداشتی ولی دل میداشتی گذشت میداشتی چون اونوقت میگفتم نداره 

پدر من با اینکه دستش خالی بود ولی خدا میدونه همونو تمامش رو برامون خرج میکرد ما میدیم نداره هیچوقت تقاضای چیزی نمیکردیم ولی خودش خیلی غصه میخورد تا پول دستش میومد میوه نوبرونه اگه یه کمم بود برامون میخرید پول نداشت بیاد به ما بده بریم مدرسه ما حتی صبحانه هم نداشتیم ولی میومد به فراش مدرسه میگفت به بچه من هر چی میخواد بده من بعدش میام بهت میدم ولی من اصلا دلم نمیومد چیزی بخرم خیلی کم میخریدم اونم بعضی روزا 

هر روز میپرسید بابا چیزی خزیدی بخوری بهش میگفتم اره بابا

الان بمن میگه جمعه ها برو خونه بابات یه روزم یه روزه خرجتون کمتر

وقتی میرم خونه بابام همش به مادرم میگه پسته یه مشت بهشون بده بخورن میگه بابا گوشت درست کن تو خونه من حق نداری کم خودت بزاری 

سال ۹۴ برادرم تو تصادف از دست دادیم دیه اون رو بیمه دادن به پدرم الان دیه اون رو خرج میکنن چون پدرم دیگه پا نداره و رو زمین نشسته نمیتونه حرکت کنه برادرم همش میگفت من باید یه کاری واسه ننه و بابا بکنم اخرم جونش رفت تا پدر و مادرم یه پولی دستشونو گرفت دلشون خونه ولی اگه این پول نبود نمیدونم پدر و مادرم چه میکردن چون پدرم دیگه نمیتونه راه بره

مادرم همش زنگ میزنه مادر میوه دارین چیزی دارین بخورین گوشت دارین نیگم اره مادر داریم میگه دروغ میگی میگم نه داریم مادر.چون قبلا بهشون میگفتم خیلی غصه میخوردن دیگه نمیگم میگم میخره همه چی 

همه دیگه شوهرمو میشناسن خانواده خودشم همینطور 

اگر کسی بخواد تغییر کنه اول باید خودش قبول داشته باشه مشکل داره ولی این خودشو بهترین میدونه

نه خواهر نصیحت چیه؟ اینا تازه خودشونو خیلی قبول دارن و بنظرشون خیلی خرج میکنن مثلا میگه برادرات و ...

معلومه پدر و مادر مهربونی داری خدا حفظشون کنه🌺

دیگه اگه با نصیحت نشه شوهرتو درست کنی یعنی میخوایی تا اخر عمر همینجوری با سختی زندگی کنی اخه به نظرم همسرت حداقل باید نیاز های اساسی رو تامین کنه حالا نمیخواد لبتس بخره یا مسافرت بره یه چیز 

ولی نیاز اساسی مثل خوراک رو موظفه تامین کنه 

نمیتونی بری دادگاه برای نفقه شکایت کنی؟

  
معلومه پدر و مادر مهربونی داری خدا حفظشون کنه🌺 دیگه اگه با نصیحت نشه شوهرتو درست کنی یعنی میخوایی ...

نه خواهر هیچکاری نمیتونم بکنم من به سختی عادت کردم

اصلا ادمی نیستم بگم عه چرا من اینو ندارم اونو ندارم

چون اگه صدام در بیاد فقط جنگ و دعواس تا هیچی نخوام هیچی نگم دعواییم نیست دیگه 

خوراک دیگه عادت کردیم سعی میکنم فقط بگذرونم تا این زندگی تموم بشه


ولی بچه هامو طوری تربیت میکنم که اب تو دل خانوماشون تکون نخوره از حالا بهشون میگم از سرتون نمیگذرم اگه بخواین مثل پدرتون باشین اینا چون چشیدن خیلی از خساست بدشون میاد

پسر بزرگم جلوی شوهرم وایمیساد و باهاش بحث میکرد اونم همش نفرینش میکرد خیلی میترسیدم دیگه نزاشتم باهاش بحث کنه

شوهرم دست بزن نداره ولی زبونش بده فحش نمیده ولی نفرین میکنه مثلا همش به پسرم میگه خدا مرگت بده الهی اتیش تو عمرت بیوفته الهی دیگه نباشی

اینا رو که میگه قلب من آتیش میگیره بدنم میلرزه چون دلخوشی من بچه هامن


نه خواهر هیچکاری نمیتونم بکنم من به سختی عادت کردم اصلا ادمی نیستم بگم عه چرا من اینو ندارم اونو ند ...

خدا رو چه دیدی شاید شوهرت یه روزی سرش به سنگ خورد و همه چیز درست شد 💔☺

  
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز