نه آخر شب تو تالار داشتم با پسرای فامیل صحبت میکردم که چشت روز بد نبینه لیز خوردم و ......
شدم سوژه اشون 😐
ولی یه بار خدایی تا گفتی یادم اومد و زدم زیر خنده ما رقصامون لری بعد مامانم دست داییم و پسر داییم رو گرفته بود زمین لیز بود همین طور سر خورد فیلمشو پسر داییم برام فرستاد گفت میخوام پخش کنم گفتم یه وقت نکنید😂