توی می نی سایت، این مورد خیلی زیاد دیدم. اینکه بعضی ها اینکارو خوب یا بد می دونن پای خودشون. چون گاهی آدم میخواد هر طور شده به هدفش برسه و مهم نیست چند نفر، زیر پاش له بشن. دوست دارم از تجربیات خودم بگم.
مسلما در یه کامنت نمیشه همه اش رو گفت ولی خب سعی میکنم کم کم بگم. من بجای نام بردن از طرف میگم ایکس،
____:
مطالبی که میگم چیزیه که من به چشم دیدم و مهم نیست کسی بگه داستانه یا هر چیز دیگه.
موضوع برمیگرده به پدربزرگم، ایشون الان پیش ما هستن و بصورت دوره ای میرن پیش بچه هاش ون. خونه و زمین هم دارن و خب خداروشکر همه چیز اکی بود تا اینکه جناب ایکس تصمیم میگیره هر طوره شده خونه رو از طریق همسرش که میشه پسر باباش بدست بیاره. اولش به این بهانه که بیاین تکلیف پدر رو مشخص کنید و خونه رو ما می خریم و ما نگهش میداریم شروع شد ولی با مخالفت خواهرا و اینکه مواردی بودن که طرف خونه رو به نام زد و عروس پدرشوهر از خونه میندازه بیرون، به هر طریقی بود نگذاشتن این اتفاق بیفته تا اینکه یه شخصیت ایکس که دلش نمی خواست خونه رو از دست بده تصمیم بگیره بره سراغ طلسم و این شروع ماجراهای بعدی بود.