قضیه از این قراره عزیزم ۳ سال ازدواج کردم با خونواده پدر شوهرم زندگی میکنیم شوهرم تا پارسال با باباش کار میکرد بیچاره هفته ای یه بار میومد خونه .بار میبرد شهر های دیگه هر بار میخواستیم بریم جایی حتی پول شارژ به همسرم میداد هزار منت و حرف بارش میکرد انگار که با بچه طرفه چند وقت پیش نصف طلا هامو دادم شوهرم خوب کار میکرد ماشین خریدیم ...خلاصه هر روز با مادر شوهرم انقد حرف میزدن میزدن تیکه بارم میکردن هزار با دعا بد میکردن به پسرشون منم بخواطر شوهرم چیزی نمی گفتم ولی الان ورشکست شدیم فقط ماشین مال خودمون می مونه که اونم باز با طلا من خرید بزور مادر شوهرم زد به نام پدرش باز چیزی نگفتم☹
با وجود همه اینا باز میخواد با باباش بره منم خسته شدم خیلی اذیتم کردن