يه مستند نشون ميداد كه يه زن انگليسي اومده بود خاورميانه . چند تا كشور عربي سفر كرد . تو يكي از اين سفرها يه جا عروسي بود زن ها بردنش عروسي . بهش گفتن اينجا رسمه كه قبل از مراسم عروسي همه برن حموم . اينم باهاشون رفت . ميگفت من هر روز تو هتل دوش ميگرفتم . ولي وقتي با اينها رفتم حموم كيسه م كشيدن اين قدر چرك داشتم كه تازه فهميدم در تمام اين سال ها من خودمو اصلا نشستم . فقط داشتم آب تني ميكردم . اين قدر خوشش اومده بود كه ميگفت حموم يعني اين . نظافت به اين ميگن . براش سنگ پا كشيدن . بعد بردنش حنا بندون . رو دستش با حنا شكل كشيدن . وقتي داشت از اين كشور ميرفت چند تا ليف و كيسه و روشور و سنگ پا هم با خودش برد . حموم بدون كيسه اصلا حموم نيست . سختي حموم هم فقط كيسه كشيدن پشت بدنه كه دست آدم نميرسه . به جز كيسه بقيه ش حكم آب بازي و تفريح رو داره .