😔😔😔
ماهم ی همسایه بیشعور داریم خیلیییی بیشعوره
ی بار ی گربه بود هر روز پیش درخت روبه روی خونمون بود اصلا انگار از اونحا تکون نمیخورد ماهم غذا بش میدادیم هر روز بعد ی روز تو حیاط بودیم صدای تفنگ اومد وقتی بابام رفت بیرون گفت فلانی گربه رو کشته اینقدددد ناراحت شدم که نگو(البته بابام دعواش کرد ما نه زیاد)
بعد ی بار ی فاخته نمیدونم چش بود نمیتونست پرواز کنه خیلی سطحی پرواز میکرد بلند نمیتونست پرواز کنه
تو خیابون بود ماهم منتظر سرویس مدرسه بودیم نگاش میکردیم در خونه این همسایمون باز بود رفت تو اونم اومد بیرونش کرد و بادستش سرشو کشید و قطعش کرد
خیلی بیشعوره هست خیییلییییییییییییییییییییییی
دیگه از اون روز با این بشر هم کلام نشدم