عزیزم با یه اژانس از قبل هماهنگ کن .وقتی کسی نیست مجبوری من هم هر دوتا بچه هامو تنها بدنیا اوردم بچه اولم هنوز دوسالش نشده بود باید هفت صبح میرفتم بیمارستان بچه خوابیده رو با اون شکم بغل کردم تا بیمارستان تو ماشین روپام بود بعد تو حیاط بیدارشد گریه منم باید میرفتم اتاق عمل بعد که بچه بدنیا اومد با شکم پاره بچه اولمو بغل کردم اوردم خونه تابیمارستان یه ساعت راه بود بعد اومدم خونه دوتا بچه کوچیک بدبختی درموندگی خستگی خواب الودگی دردبخیه پدرم دراومد مادرم هم همراهم بود ودر تمام این لحظات فقط نگاه میکرد.و با مادر شوهرم موضوعات مختلفو مورد بررسی قرار میدادن.و من تنهای تنهای تنها ولی خداروشکر همه چی بخیر گذشت
خیلی مشکل داشتم تو این دوسال از وقتی بچه دومم بدنیا اومد ولی خداروشکر منت کسی رو سرم نیست.وشوهرمم که انگار بچه هارو به فرزندی قبول کرده هیچ کمکی نمیکرد ونمیکنه وقتایی که خونه هست باید مواظب باشم با بچه ها دعواش نشه😐😐😐😐😐😐😐