بچه ها یه خانمی اومده بود تو شبکه دو و داشت داستان زندگیشو تعریف میکرد و گفت که من توی یک روز شوهر و بچم و تمام خونه و زندگیمو از دست دادم.
قضیه ازاین قرار بوده که صبح همسر ودخترش رو راهی میکنه که برن بیرون .قرار بوده دخترش بره مدرسه (دبستان) و ظهر با پدرش برگرده ولی ظهر دیگه خبری ازشون نمیشه.هرچی این خانم با گوشی شوهرش تماس میگیره،گوشی خاموش بوده .مدرسه هم میگه امروز دخترتون غایب بوده و اصلا نیومده.
این خانم تمام بیمارستان ها و کلانتری ها و حتی پزشکی قانونی رو زیر پا میزاره ولی پیداشون نمیکنه تا اینکه از طریق کدملی شوهرش می فهمن که همون روز با دخترش از مرز خارج شده و رفته ترکیه و از اون به بعد خبری ازشون نیست که کجا رفتن.قبل از رفتن هم خونه و ماشین و تمام داراییشو فروخته بوده و چیزی برای زنش نگذاشته.
گویا شوهر این خانم قبلا عاشق زنی بوده که حالا در خارج از ایران زندگی میکرد و تمام این نقشه ها برای رسیدن به او بوده و اون نامرد برای انجام این کار از مدتها قبل نقشه کشیده بوده.
این زن بیچاره از شدت غصه و ناراحتی دچار افسردگی شدید شده بود و بعداز مدتی هم سرطان گرفته بود و می گفت که قصد داشته خود کشی کنه،اما بعد به خودش میگه نباید این کارو انجام بدم چون شاید روزی دخترم برگرده.
چیزی که باعث شد این ماجرا رو براتون تعریف کنم این بود که این خانم با این همه مشکلات و اینکه به آخر خط رسیده بود ،تصمیم میگیره که خودش رو از این وضعیت نجات بده و بین دوراهی مرگ یا زندگی ،زندگی رو انتخاب میکنه و به جای غصه خوردن و گریه کردن ،شروع میکنه به کار کردن و چون موسیقی بلد بوده معلم میشه و پکیج های آموزشی تهیه می کنه و چون غصه خوردن رو کنار میزاره،بیماری سرطانش هم به سرعت بهبود پیدا میکنه.الان یه زن موفقه و صحبت های انگیزشی برای مردم انجام میده.فامیلش خانم ابراهیمی بود . من به چنین زنان با اراده و قوی افتخار میکنم .🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹