عزیزم من کلا در تعادل زندگی میکنم تو هر زمینه ای اگر هم متلاطم شم سریع سعی میکنم حالم رو خوب کنم حتی با چیزهای ساده.. هر اتفاقی که میفته همه جوانبش رو در نظر میگیرم و علاوه بر احساسی از منظر عقلانی و علمی هم بررسی میکنم.
و اینکه فقط و فقط در زمان حال زندگی میکنم
برای آینده هدف گزاری و برنامه ریزی میکنم ولی خودم رو درگیر گذشته و آینده نمیکنم. یعنی نمیشینم فکر کنم عه تو مهمونی دو سال قبل چرا این اتفاق افتاد
اتفاقات رو یا میپذیرم و باهاش کنار میام و یا رهاش میکنم.
قبلا این طوری نبودم خیلی خودم رو اذیت میکردم ولی واقعا دیدم چه فایده داره جز آزار خودم و درگیری فکرم الان میگم هر چه که حکمتت هست خدا
اینم میگذره