این خفن ترین نبود برام خیلی هم معمولی بود ولی یه شب ناراحت بودم رفتم تو این کانالای خنده که حالم رو عوض کنم
انقد به این جوکه خندیدم که اشکم در اومد مونده بودم به چیش میخندم 😂
رفتم کوه خواستم چایی درست کنم داشتم دنبال چوب میگشتم ی شاخه افتاده بود رو زمین هرچی میکشیدمش میرفت جلوتر. آخرش گف حاجی اگه ناراحت نمیشی من مارم.😐😁