خدا روشکر رفتی و خوش گذشت بهت
من و پسرم عصر باید میرفتیم جایی که با هم رفتیم و یه نم بارون زده بود و هوا عالی بود و پیاده روی کردیم.
کارمون که تموم شد برگشتیم و برا پسرم یه پازل و واسه دخترم یه انگشتر عروسکی خریدم به مناسبت شب یلدا.
بعد هم که اومدیم خونه و سریع بساط خوراکی و میوه و آماده کردم برا خانواده و شام هم بعد از اونا درست کردم. حافظ خوانی و تفأل هم داشتیم.
ما جایی نرفتیم مادر همسرم اومدن خونمون ولی تماس تصویری هم با خانواده خودم و هم با خانواده همسرم گرفتیم و کلی صحبت کردیم و خندیدیم.
در مجموع شب خوبی بود و خوش گذشت.