من واقعا تو شرایطی بودم که احتیاج داشتم یکی کنارم باشه . هر روز از عموم کتک میخوردم. شرایط خانوادگیم خیلی وخیم بود . از همه ضربه خورده بودم . تا اینکه ۱۵ سالم شد این پسره هر روز میگفت نمیزارم اشکت دراد همیشه پیشت میمونم . اون شد پناهگاهم . همیشه کنارم بود
هرکی مزاحمم میشد بهش میگفتم
دلم میگرفت باعث خندم میشد
وقتی نا امید میشدم اون بود کنارم امید به زندگی بهم میداد
هزار بار دعوا کردیم . هزار بار اشتی کردیم
گفتم برو سربازی رفت
الن ۱۸ سالمه خیلی دوسش دارم
ولی نمیدونم چرا اخرش اینطوری شد😭😔