داداشم از سرکار آمده خونه میگه چی پختی بخورم گفتم کوفت زهره مار هیچی تو هم همیشه شکمه گشنت را برا من میاری الان یه ساعته رفته برامون غذا بگیره چرا نمیادش 🤣
اگر اسلام دست و بالمون را نبسته بود همه پسرا دانشگاهمون را از دم بوس میکردم و گاز میگرفتم خواهشا ادا تنگا رو واسه ما در نیارید باشه