2777
2789
عنوان

نمیدونم به خاستگاریم چه جوابی بدم

| مشاهده متن کامل بحث + 1154 بازدید | 68 پست

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

من اگه به جای تو بودم بهش جواب نمیدادم میرفتیم مشاوره

مشاوره که میریم ولی خیلی در زمینه مشاوره کارکشته است .





بندگی کن تا که سلطانت کنند /تن رها کن تا همه جانت کنند .خداجونم بهم توفیق بندگی خودت رو بده همین و بس

عزیزم به حست اعتماد کن که درست میگه،آدم وسواسی کنترلگر و خسیس شریک خوبی واسه باقی عمرت نیست،ازدواج خوب خوبه و ارزش داره نه هر ازدواجی

«و اگر امیدی در تو بمیرد خدا امیدهای فراوان دیگر درونت زنده می‌کند..»🤍✨️

من فقط اخلاق برام مهم بود و هنوزم بنظرم فقط اخلاق

من که خساست رو اصلا نمی تونم تحمل کنم. بستگی داره به اینکه چقدر شناخت از خودت داری و میتونی با این ویژگیش کنار بیای؟

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه

ببین دین و خدا و پیغمبر همه خانم بهش عتقاد دارن . 

حالا اقایون نه 😂بیشتر نقش بازی میکنن 

چون دوست دارن زن پاک گیرشون بیاد . 

پس حواست خیلی جمع کن گولت نزنه خامت کنه توهم بگی میخوامت بعد طرف دَبه کنه بگه نه حالا بازی اون شروع بشه بگه بهت علاقه ندارم .

اخرش پسر گوشی قطع میکنه که تو التماسش کنی . 

در کل موفق باشی 🌹🌸🌼

هیچ رنجی بالاتر از این نیست که میتونستی به ارزوهات برسی ولی تلاش نکردی .
عزیزم به حست اعتماد کن که درست میگه،آدم وسواسی کنترلگر و خسیس شریک خوبی واسه باقی عمرت نیست،ازدواج خ ...

دقیقا از همه بیشتر از همین دوتا اخلاق میترسم

بندگی کن تا که سلطانت کنند /تن رها کن تا همه جانت کنند .خداجونم بهم توفیق بندگی خودت رو بده همین و بس
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792