سلام من یه پسر عمه دارم ۲۴ سالشه ، خیلی خوشگله به کره جنوبی ها میخوره، توی بچگی بهش داداش ناتنیش تجاوز میکرده، بعد پدرشو که از دست میده ، جدا میشن از هم هر دفعه به دلیلی زنگ مدرسه می آمده جلوش رو می گرفته اذیتش میکرده ، بعد پسره با یک پسری که از سمت داداش ناتنیش بوده دوست میشه من ندیدم میگن بهش تجاوز کرده دوستاش فهمیدن ولش کردن ، اینم اجتماعی نیست ، چند بار میخواسته به خاله و زندایی هاش نزدیک بشه حرف بزنه اونها هم بهش گفتن نظر داره کلا تنهاست ، خیلی نازه اما هیچکس باهاش نیست و دوستش نداره ، وقتی میاد خونمون میشینه کارم بهش نمیدن داداش ناتنیش آبروش رو برده خیلی زندگیش غم انگیزه پدر نداره و با هیچکس حرف نمیزنه موهاش سفید دارن میشن و کسی هم دختر نمیده بهش توی سن ۱۸ سالگی هم عاشق یه دختره شد که رفت با یکی دیگه ازدواج کرد هنوز وضعیت هاش از اسمش یاد میکنه ،بنظرتون الان چه حالی داره ، خیلی پسر سر بریزی هست و نگران خنده های بچگیشو یادم نمی ره خیلی وقته ندیدم خنده هاشو داداش ناتنیش ۳۰ سالشه ، اسمش که میاد اشک میریزه ، مادرش میگه دیوونه شده و قرص میده بهش.
حالم بد بود ینی خودمو لحظه ای جای اون گذاشتم که چقدر براش سخت شده هر طرف ، گفتم اینجا جریان رو بصورت نا محسوس بزارم که آبروش نره بیش از این ینی من لا قل کاری نکرده باشم، هر کی هر مشکلی داره اول آدمهای بیگناه رو دعا کنه بعد خودش ایشالا به همین شب عزیز دعاهاش مستجاب خواهد شد مرسی از وقت گذاشتنتون🏵🌹