2777
2789
عنوان

عشق پنهانی

| مشاهده متن کامل بحث + 1896 بازدید | 47 پست
شوهرم واقعا عاشقمه از رفتاراش معلومه

واقعا حیف زندگیته بخدا توی همین سایت خیلیا نوشت طرف و چقذر دوستداشتم اما بعد ازدواج چه بلاهایی سرم اورد حیف شوهرت نباش میخوای زندگیتو بپاشونی به خاطر یه توهم باور کن ادما وقتی کار از کار میگذره به اشتباهشون پی میبرن بعد فکر کردی حالا طرف میاد زنشو به خاطر حس تو ول بکنه باهات ازدواج کن

واقعا حیف زندگیته بخدا توی همین سایت خیلیا نوشت طرف و چقذر دوستداشتم اما بعد ازدواج چه بلاهایی سرم ا ...

مرسی از حرفات خیلی ارامش بهم داد

سبک شدم

امیدوارم بتونم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

نمیدونم خدا کمکم کنه واقعااا همش تو فکرمه هر اهنگی میشنوم یادش میفتم هر جا میریم یادش میفتم وقتی ...

میدونی باید ذهنتو انقدر مشغول کارای مختلف بکنی که اصلا وقت فکر کردن به طرفو نداشته باشی میبینی بعد یه مدت که همه این حسا از بیکاری درست شده به حرفم گوش بده بعد یه مدت به خودی خود میبینی از مغزت پاک شده رفته تو هر روز داری بهش فکر میکنی طبیعیه مغزت اونو برات گنده بکنه نتونی دیگه از تو فکرش بیای بیرون

😓😓😔😔

اصلا خودتو سرزنش نکن این حسا برای همه پیش میاد اما دنبال کردنش خطرناک بیشتر برای خودت میتونی کتاب بخری کتاب بخونی با شوهرت بیشتر وقت بگذرون اخلاقای خوب شوهرتو برای خودت مرور کن ببین ارزششو داره براش ذهنتو پاکسازی بکنی بعد وقتتو پر بکن با هر چی که بتونی 

خیلی گشت و گذار میرم

خونشون نمیرم

باهاش سرد برخورد میکنم

حتی در حدی شده که واقعا باهاش دیگه حرفی ندارم

منی که قبلا اینقدر باهاش شوخی میکردم و با هم خیلی خودمونی بودیم الان مثل دوتا غریبه ایم

ولی نمیدونم چرا از تو ذهنم نمیره

طرف میدونه ک این حسو بش داری؟!!؟!

بعضی اوقات یک کاری میکرد انگار اونم دوستم داره

مثلا هر روز به یک بهونه بهم زنگ میزد

یا باهام دردودل میکرد

یا یک حرفی میزدم استوری میزاشت درموردش

از اینجور چیزا

الان دیگه نه 

منم مثل تو بودم تا ذهنم درگیر میشد زود استفار میکردم وذهنمو منحرف به چیز دیگه میکردم تا حالا که فقط یه اسم توذهنمه وحسم وعلاقم خودبه خود جذب شوهرم شد الان به حدی شکر گذارم که باعث نابودی چهار نفر به خاطر حس اشتباه نشدم الان واقعا شوهرمو زیباتر وسرتر وبا ارزش تر میبینم امتحان کن واستغفار کن همون لحظه که ذهنت در گیر میشه

منم مثل تو بودم تا ذهنم درگیر میشد زود استفار میکردم وذهنمو منحرف به چیز دیگه میکردم تا حالا که فقط ...

کاشکی بتونم

خیلی وقتا تو شرایط سخت زندگی قرار گرفتم گفتم خدایا این کار رو درست کن من دیگه بهش فکر نمیکنم

ولی نتونستم و بیشتر عذاب وجدان گرفتم

کاشکی دوباره اینکار رو بکنم و جواب بده😔😔

حس حالتو میفهمم فقط توکل کن خدا پاداش این گذشت تو رو که عشق اشتباه رو نخواستی وتلاش برای دوری کردی م ...

ممنون دوست عزیز

از مشاوره ات

کاشکی بیشتر از اون زمان خودت صحبت میکردی

که چه اتفاقی افتاده 

من ۱۶ ساله ازدواج کردم تازه همون زمان از یه پسر خیلی خوشم میمد توی ذهنم باهاش رویا میبافتم وبا شوهرم به شدت سرد بودم واز کاراش وحرف زدن وهرچی شوهرم خوشم نمیومد تا چندسال تو خیال با او بودم حرف وخاطره های اونو تو ذهنم مرور میکردم هر روز تا ساعت ها وقت کار خونه انجام میدادم ذهنم درگیر اون بود تا اینکه نزدیک بیست خورده سال شدم و مطالعه میکردم ورمانای عاشقانه میخوندم با زندگیهای زیادی تو رمان آشنا شدم وبه قول معروف چشم باز شد واز خیال امدم بیرون وزندگیمو قبول کردم وتعهد متاهلی رو درک کردم بعد با تلاش افکارم وقتی دعوا وناراحتی یا استرس به سمت اون میرفت استغفرالله میگفتم و ذهنمو منحرف والان به شدت از زندگیم با تمام سختیاهیش راضی وشوهرم روز به روز عزیزتر در ضمن شوهرم ۷ سال از من بزرگتر بود این منو اویل اذیت میکرد

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز