دوتا از عحیب ترین خوابامو که به حقیقت پیوست میگم😑..
یکیش خواب دیدم یه کاشی سفالی دادم به یه عالمی برام نقش بزنه..خاله بابام تعبیر کرد دوماه دیگه همین ساعت ها سر سفره عقد نشستی مامانم کلی خندید که نه هنوز بچس باباش اجازه نمیده..حداقل 25-26سالگی اون وقت به فکر ازدواجش میفتیم
دقیقا دوماه بعد تو سن 17سالگی سر سفره عقد بودم خاله بابامم همون جایی که نشسته بودم نماز خوند
یکی دیگه هم قبل بارداریم خواب دیدم خانم حضرت فاطمه معصومه کف دستم کلید و ستاره طلا گذاشتن منم اونارو تو زنحیر گردنم انداختم خاله بابام تعبیر کرد به زودی دوقلو دخترو پسر باردار میشی
الان دوقلوهام 17 روز دیگه تولد شیش سالگیشونه😐