شک شدم هیچ ایده ای نداشتم چی کار کنم
_رینگگگگگ رینگگگگ(زنگ تلفن)
_ علو علی داداش
+ بی شرف چی شد یهو نعره میزنی و قطع میکنی؟ ملیکا چی شد؟
_داشت میرفت بیمارستان شقایق میخواست حروم زادشو به دنیا بیاره تصادف مرده الان بالا سرشم
(یارو پیاده شد)
@ همسرتونه
_ اگه نکشته باشیش
@ بیاید بریم بیمارستان من خودم میرسونمتون
_نه دوستم علی میاد
+(از پشت تلفن) گوه نخور چجوری من این قوم یاجوج ماجوجو بردارم بیارم با سمند؟
_پاشو بیا تیکه هم ننداز که اعصابم خورده علی بدو بیا داره پرپر میشه
# بیووووووو بیووووووو انبولانس اومد یکی از همسایه ها
زنگ زده بود
« سلام کی تصادف کرده
_همین چند دیقه ی پیش چطور
«چرا اینقدر خون ریزی داره چرا زود تر زنگ نزدی ابله بزارینش رو برانکارد
_ منم میام باید بدونم که قراره براش چه اتفاقی بیفته!
«خب باشه برو پشت ماشین بشین
_ ممنون قربان
تو راه فقط به این فکر میکردم که اگه ازدستش بدم چه اتفاقی میفته دستشو گرفته بودم و صدای ناله هاش که میگفت هومن هومن چی شده رو میشنیدم گریه امونم نمیداد که بخوام ازش بپرسم که چرا گوش ندادی و رفت
بهش بگم چیزی نیس سرشو میبوسیدمدو موهاشو بو میکردم چقدر بوش زیبا بود چثدر بوش زیبا بود....
اگه این تایپیک بره تاپ شه پر بازدید شه پارت سه فردا صبح ساعت ۱۰ تایپ میشه میاد😂😂💛