ببین من 14سالم بود ازدواج کردم شوهرمم 20بعد وقتی منو گرف برام خیلی طلاگرفتن پدرشوهرم سه روز جشن داشتن بعدم ک بهمون هم خونه دادن هم ماشین خودمم تک دخترم قیافمم خیلی خوبه خانوادمم خیلی جاهازبهم دادن ولی بازمیبینم بقیه حسودی میکنن میگم بزارطلارو دربیارم ماشینو دورپارک کنیم کسی نبینه خونمونو الکی بگم اجارس ولی باز حسودی میکنن .خیلی خستم