سلام دوستان ،مادرم بعد از ۲ سال درد کشیدن از سرطان بالاخره فوت کرد😔من تا قبل از روز خاکسپاری مدام در حال گریه بودم اما از روز خاکسپاری تا الان که دو روز میگذره اصلا گریم نمیگیره!حتی روز خاکسپاری هم مادرمو داشتن میذاشتن تو قبر انگار هیچ حسی بهش ندارم حتی یه قطره اشکم نریختم،از خودم بدم اومده ،نکنه مادرم فکر کنه از خدام بوده که بره!منی که جونم واسه مادرم در میرفت چرا الان بی احساسم 😔
روحش شاد و گرامی. شوکه شدی منم خاکسپاری خواهرم اشکام خشک شدن
لطفا برا شادی روح خواهرم و پدرم با دلهای پاکتون صلوات بفرستید خدا هیچگاه داغ عزیزی رو بهتون نشون نده عمر گرون گذشت نفهمیدم بعضیهایی که روم میخندن صرفا دوستدارانم نیستن دشمنن با سلاح خنده
ازشوکی که بهت وارد شد.من اون لحظه مامانم مرد اصلا اشکم نمیومد فقط از بچگی و تا الانم رو مرور میکردم تو ذهنم با مامانم خاطراتمون نمیخواستم باور کنم چندروز همینجور بودم ولی الان که یه سال میگذره روزی نیست نشینم گریه نکنم واسش.خیلی سخت😔😔
بخدا من قبل فوتش هرروزوهرشب گریه میکردم چون خیلی درد میکشید ولی بعد فوتش گریه میکردم ولی اونجوری مثل قبلش نه!بسپارش بخدا عزیزم انقد درد کشیدن که گناهشون پاک شده ولی براشون قرآن بخون و صدقه بده تا روحش در آرامش باشه،انشاءلله خداهمه ی رفتگانو رحمت کنه