2777
2789
عنوان

۲ماهه عقدکردیم

| مشاهده متن کامل بحث + 860 بازدید | 33 پست

ولش کن بابا 

دلم پر از غمه ولی با یه صلوات برای بچم و زندگیمو نورانی کنید،دلیل صلوات انحراف چشم بچمه دوسالشه،خدایا معجزه ای این بچرو دادی خودتم خوبش کن،زندگی با یه شوهر پارانوئیدی سخته ولی من باید بجنگم برای آینده بچم هیچ چیز مهم تر از بچم نیست.دوستم @هناسه۱۳۷۳.نمیام اینحا چون گوشی ندارم دلتنگ دوری از روژینم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ای بابا چه مسخره بازیا نگاه منم اینجوری شودم خوب سعی کن فعلا شان خودتو حفظ کنی خیلی نرو سمتش یه مدت بیخیالش شو ببین چکار مکنه اگه رفت پشتشم نگاه نکرد که ولش چون‌اونی که الان بعد دوماه که دوران گل و بلبل ول کرده رفته بعدنم میره پس فعلا صبر کن دقیقان این اتلاق بزا منم افتاده

میگذره

عجب با ادم بیشعوری ازدواج کردی خوب همه استرس دارن این دنبال بهونست دوست عزیز

اگر امشب تا ابد ادامه داشته باشد....                                    مهم نیست اگر فردایی نباشد                                       
استرس خیلی طبیعیه  حتماً خجالتی هم بودی چرا شوهرت میگه تموم شده ای ؟ دلیلش چیه

من بامامانم زمان مجردیم خیلی مشکلات داشتیم همش توسریم میزد واعتماد به نغسموگرفته بود بعد عفثقدمونم همش مامانم بارفتاراش اذیتم میکرد مامانمو باخونواده ی شوهرم بردیم دکتراونجا خیلی بهم ریخته بودم همش گریه میکردم وحالم خوب نبود شوهرم ازهکونجا دیدش نسبت بمن عوض شده

من بامامانم زمان مجردیم خیلی مشکلات داشتیم همش توسریم میزد واعتماد به نغسموگرفته بود بعد عفثقدمونم ه ...

مشکل مادرت چی بود بردین دکتر؟

اگر امشب تا ابد ادامه داشته باشد....                                    مهم نیست اگر فردایی نباشد                                       
مامانت مشکل اعصاب داره ؟واسه اون بردینش دکتر؟چرا با خانواده شوهر عزیزم

اره،اشتباه کردیم،بخدا من از غصه ی خونوادم حالم بدبود چون میترسیدم ابروم پیش شوهرم بره اما تواون حال بد مقصرهمه چی خودم شدم من ازطرف شوهرم پس خوردم

اره،اشتباه کردیم،بخدا من از غصه ی خونوادم حالم بدبود چون میترسیدم ابروم پیش شوهرم بره اما تواون حال ...

وای خواهر خوب هر کی بود همین کار رو میکرد بیچاره ها دیدن مامانت مشکل داره ترسیدن تو هم مثل اون باشی اشتباه کردی اخه مگه قحطی ادم بود با اون رفتی

اگر امشب تا ابد ادامه داشته باشد....                                    مهم نیست اگر فردایی نباشد                                       
اره،اشتباه کردیم،بخدا من از غصه ی خونوادم حالم بدبود چون میترسیدم ابروم پیش شوهرم بره اما تواون حال ...

آخی عزیزم غصه نخور الآن انشاالله  هرچی صلاحه برات اتفاق بیفته زیاد نمیخواد بری آویزونش بشی که باهات بمونه سعی کن دیگه معقول رفتار کنی حتی اگه مادرت بدترین رفتارها رو باهات کرد انشاالله  شوهرت خودش وقتی رفتارتو ببینه پشیمون بشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792