سلام دوستای گلم،دوماهه عقدکردیم من از روز اول استرس بیش از اندازه داشتم چون همه ی کارابه خودم نگاه میکرد ازموقع خاسگاری تا عقدمون فاصله ای نشد ازدواجمونم کاملاسنتی بود وفقط پدرامون همومیشناختن،من تواون دوره ی پراسترس همه چیوخراب کردم به حدی استرس داشتم که شوهرم بهم گف تومشکل داری وثبات شخصیتی نداری ،مادوره ی اشنایی نداشتیم وفورا عقدکردیم الانم شوهرم میگه توبرامن تموم شده ای من نمیخوامت درصورتی ک الان من واقعا به ارامش رسیدم ولی اون میگه نمیخوامت ،خونواده ی شوهرم میگن باید دوماه صبرکنی وبه هیچ عنوان ن باماارتباط داشتع باشی ن باشوهرت تاهمه چیو درست کنیم ولی من داغونم چیکارکنم