من حتی این تعریف هایی که از من کردی رو ناشی از مهرطلبیت میدونم ،
کاملا در گفتارت،کلماتت،جملاتت،این مسائل مشخصه ،
سرزنشت نمیکنم،یه بخشی از مشکلت از سمت خانواده ی خودت بوده و بخشه دیگه از سمت همسرت و خانواده اش ،همه ی ما تو خانواده های ایده آل بزرگ نشدیم ،ولی الآن سنت کم نیست ،خیلی ها تو سن شما به بلوغ فکری کامل میرسن،ا
لآن شما باید برای خودت دلسوزی و ترحم داشته باشی نه همسرت که ککشم نمیگزه،
با عرض معذرت حتی صلاحیت پدر و مادر شدن هم ندارید،
جفتتون رو روی هم بذاریم یه آدم سالم از توش بیرون در نمیاد،یه مادر باید عزت نفس و خرد و عقلانیت داشته باشه،
به بلوغ فکری رسیده باشه نه اینکه افسار خرد و عقلانتیتش دست احساستش باشه ،
یکی از شروط بلوغ فکری اینکه اون شخص بدونه برای چی خلق شده ...
خوب گلم شمایی که حیرون هستی،و حاضری به هر سرابی چنگ بزنی تا حس بودن پیدا کنی میتونی تربیت اشرف مخلوقات رو به عهده بگیری؟؟!!،نتیجه ی تربیتی اینجور مادرها یا اینکه یه بچه مثل خودشون بار میارن یا اینکه برعکسش چنان بچه رو مثل بادکنک باد میکنن که جامعه لعنت خدا رو نصبیشون میکنه ،هر جفتشون میشن یه باری برای جامعه ...همون کاری که مادرشوهرت انجام داده ...فکر میکنی مادرشوهرت رو خدا بهش مدال طلا میده ؟