مامانم اینا میدونن من چی میکشم
مادرم بیچاره کلی گریه منو میکنه
به خودم باشه هیچی بهشون نمیگم که ناراحت نشن
خود شوهر من زنگ میزنه بهشون میگه سارا فلان بسار انقدر دروغ میبافه که مادرم باورش شه مشکل از منه ولی بعدش میشینه فکر میکنه میفهمه دخترش چجوریه و... غصه منو میخوره
من البته خیلی تنها بودما از بچگی کسی زیاد برام کار اثر گذار نمیکرد منم انتظار ندارممادر پدرم خیلی پشتمو بگیرن
میتونم رو پا خودم باشم ولی بین دوراهی ام