چیزی به نام مسیر و مقصد وجود نداره، که بگی الان تو مسیر کسل کننده و سخت هستم به سمت مقصد (مثلا عروسی) بعد که عروسی کردی با سه سوال ویران کننده مواجه میشی:
خب حالا چی؟
بازم یه مقصد برا خودم بذارم و بدوعم به سمتش تا برسم؟ مثلا بچه؟ پول ییشتر؟ انقد مقصد تعیین کنم تا عمرم تموم بشه؟
بعد وقتی ۸۰ ۹۰ سالت شد از خودت میپرسی چرا من اصلا زندگی نکردم و همه زندگیم کسالت بار و سخت بود؟ چون همه ش تو مسیری به سمت مقصدی درحال نفس نفس زدن بودی!
هر لحظه ای که نفس میکشی خودش مقصده! خودش هدفه😍
از زنده بودنت از این که میبینی میشنوی راه میری خورشید رو میبینی غذا میخوری از هر لحظه تپش قلبت، لذت میبری؟ اصلا فرضت میکنیدلذت ببری وقتی همش درحال نکاه به آینده ای؟ در لحظه زندگی نمیکنی، و وقتی هیچوقت در لحظه زندگی نکنی، هیچوقت زندگی نکردی
این همه که برای خدا لیست درخواست هاتو چیدی و با اصرار ازش میخوای، بابت کوچکترین نعمتا تا حالا ازش ممنون بودی؟ نگو بودم که نبودی! چون ممنون بودن همراه با حس رضایت میاد، وقتی رضایت داشته باشی اصلا خواسته دیگه ای از اون شخص نداری چون حس میکنی بحد کافی غرق نعمت هستی و اگه صلاح دونست بازم نعمت میده اگم نخواست یا خواست دیرتر بده، خودش صاحب منه و بهتر میدونه چه چیزی چه وقتی برام خوبه🥰