در کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است. ولی آیا اگر به سمت آن شی بی ارزش نمیرفتم واقعا میفهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم...؟
زیباترینم 💙روزی تورا در درونم حس خواهم کرد حس گرمی تو تمام رگ های مرا پرمیکند گویا دوباره عاشق خواهم شد کوچولوی من ..دنیای من.. تو وصل میشوی ب بهشت ومن وصل میشوم ب تو .. و بهشت اینگونه کشیده میشود ب زیرپاهای من ..
𝐵𝑒 𝓉𝓇𝓎 𝓉𝑜 𝒽𝒾𝒹𝑒 𝑜𝓊𝓇 𝒻𝑒𝑒𝓁𝒾𝓃𝑔𝓈 𝒷𝓊𝓉 𝒻𝑜𝓇𝑔𝑜𝓉 𝑜𝓊𝓇 𝑒𝓎𝑒𝓈 𝓈𝓅𝑒𝒶𝓀🖤تنها حقیقتی ک وجود دارع اینه ک هیچ حقیقتی وجود نداره؛🥀🚶♀️و درد ها در سینه هایمان نفوذ کرده و دم نمیزنیم.و دم نزدنمان میشود همان بغض در گلو :)و خفه میشویم بر سر این بغض آشکار!.انسان ها دو دسته اند: ولی شما از هر دو دستش دوری کن:) منو لایکم نکنین پلیز
😂😂😂😂😂😂من مهمون یه بنده خدایی بودم از درآمد تریاک فروشیش خر کیف بود ،دید من از حرفاش خوشم نمیاد،،گفت بخدا هرسال دم عید میرم حرم امام رضا و نونمو حلال میکنم😳😳😳😳😳😳😳😳