2777
2789

یه دختره میره یه کلمه خبر بده به شاگرد نجار بعدش عاشقش میشه وبه زور باهاش ازدواج میکنه به خاطر تضاد طبقاتی وجود مادرشوهرش بدبخت میشه وبا شوهرش همیشه درگیر بعد طلاق میگیره و با پسرعموش به  عنوان زن سوم ازدواح میکنه 

مگع درباره ی چیه؟؟؟

زیاد تعریفشو میکردن و از اونطرفم خلاشو میخوندم عصابم داغون میشد...و چن ماه بود تصمیم داشتم بخونمش...اومدم اینجا حداقل خلاصشو دوباره بگن مطمئن شدم واقعا از اون حرصیاس

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اونا رمان خوب نخوندن شما نخونش

افرين 

اونزمانها كه من خوندم ٢٥سال پيش دوستام همه عشق رمانهاي ابكي وفهميه رحيمه بودن همه بچه دبيرستاني بودن ديگع اما من همونموقع هم كتابهاي برتر دنيا رو ميخوندم اصلا خوشم نيومد واقعا كسي كه كتابهاي درست و حسابي رو بخونه و رمانهاي خارجي رو فكر نكنم از اين جور رمانها خوشش بياد

زهره خانمي ام با عضويت ٩٤بازم تركيدم 
اونا رمان خوب نخوندن شما نخونش

عزیزم من رمانهای زیادی خوندم اکثر شاهکارهای ادبی جهانو خوندم نمیگم شاهکار خیلی خاص ادبیه اما قلم نویسنده اش خیلی سلیس و روان و زیباست ...بنظرم اصلا زن ستیزی توش نداره 

افرين  اونزمانها كه من خوندم ٢٥سال پيش دوستام همه عشق رمانهاي ابكي وفهميه رحيمه بودن همه بچه د ...

با این وجود شرایطمون خیلی شبیه همه از نظر سنی و طرز فکر و...اما من خوشم اومد از رمانش با اینکه اکثر رمانهای مطرح دنیا رو خوندم ..

افرين  اونزمانها كه من خوندم ٢٥سال پيش دوستام همه عشق رمانهاي ابكي وفهميه رحيمه بودن همه بچه د ...

درسته

ادم چند تا کتاب خوب رو چند بار بخونه بهتره 

این رمان انگار عمدی برا تخریب دخترا نوشتن

ادم پولدار باهوش 

ادم فقیر هوسباز 

افتضاحه

با این وجود شرایطمون خیلی شبیه همه از نظر سنی و طرز فکر و...اما من خوشم اومد از رمانش با اینکه اکثر ...

من متولد شصتم 

يادمه اونزمان تازه رمان بربلنديهاي بادگير رو خونده بودم و براساس سنم كه حدوداي ١٥-١٦ سالم بود تحت تاثير داستان خاص عاشقانه اشون و محيط عجيب داستانش بودم بعد اين كتاب بامدادخمار رو خوندم اصلا خوشم نيومد ديگه هم هيچ رماني ار فهيمه رحيمع نخوندم

زهره خانمي ام با عضويت ٩٤بازم تركيدم 
آره همچین چیزی بود فکر کنم، درهرصورت باید هر دوش خونده بشع،من که خوندم به هر دو نفر حق دادم

من هنوز شب سراب رو نخونده به رحیم حق دادم محبوبه ازاول وقعیت رحیم رو می دونست و پا تو این زندگی گذاشت بعدش عوض اینکه خودشو جمع و جور کنه اینقدر بی دست و پا بود که زندگیشو دو دستی تقدیم مادرشوهرش کرد خودشم عین یه مترسک نشست و به خراب شدنش نگاه کرد پدر محبوبه سرشناس بود محبوبه یکم عرضه داشت رحیم رو از طریق پول و روابط پدرش می کشید بالا نه که خودش هم با رحیم بره پایین فقط نق می زدوگلدوزی می کرد حتی از بچش اینقدر غافل بود کاملا گذاشته بود زیر دست مادرشوهرش و بعد شکایت می کرد که داره مثل اونا میشه ،بچه بیشتر تربیت و اخلاقیات رو از مادر یاد می گیره تا پدر اینم بچه رو همین جوری ول کرده بود تا مادرشوهرش باب میل خودش تربیت کنه 


......
من متولد شصتم  يادمه اونزمان تازه رمان بربلنديهاي بادگير رو خونده بودم و براساس سنم كه حدوداي ...

منم ۵۹ ام ..منم بلندیهای بادگیرو خوندم اونزمان اثار دانیل استیل و بالزاک و ارنست همینگوی و ....میخوندم منم کتابهای فهیمه رحیمی رو دوست نداشتم ..بامداد خمار نویسنده اش رحیمی نیست فتانه حاج سید جوادیه ....البته شایدم من اونموقع که این کتابو میخوندم تو فاز رمانتیک زندگیم بودم شاید برای همین خیلی به اصطلاح بهم چسبید 😅😍

منم ۵۹ ام ..منم بلندیهای بادگیرو خوندم اونزمان اثار دانیل استیل و بالزاک و ارنست همینگوی و ....میخون ...

خيلي خوشحالم كه تو سايت همسن خودم رو ديدم به ندرت تو اين سايت خانومهاي همسن خودم رو پيدا ميكنم بيشتر كاريرهاي سايت دهه هفتادي هستن 

زهره خانمي ام با عضويت ٩٤بازم تركيدم 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز