اه دوبار تایپ کردم پرید خیلی خلاصه میگم
بچه ها من به دامپزشکی خیلی علاقه دارم و دوست دارم در اینده یا پانسیون پرورش بزنم یا پانسیون تربیت حیوانات
حالا امروز سر سفره گفتم دوست دارم برم توی پانسیون کارشونو ببینم و ازشون یه چیزایی یاد بگیرم مامانم هم اسقبالکرد گفت خیلی خوبه اینطور زود تر به هدفت میرسی مثل دخترداییت
ولی بابام یهو عربده کشید گفت تو هردقیقه یه چیزی میکی حالا تک و تنها با این سن میخوای بری بین کلی ادم غریبه کار کنی ؟منم گفتم تک و تنها چیه کلی ادم چیه؟ یه نفر ادمه بین کلی سگ
اونم گفت لازم نکرده و اینا حتی فش داد😐😐خیییلی دارم خلاصه میکنم قبلا با جزئیات بیشتری گفتم ولی همه ش پاک شد عصبی تر شدم
گفتم که فقط میرم نگاه میکنم کارشونو و سوال میپرسم 😐گفت نمیخواد تو ازین کارا بکنی منم گفتم نکنم بشم یکی مثل تو خوبه؟ من تفکرات و عقاید پدرم خصوصا در زمینه کار رو زیاد قبول ندارم چون خودش چندان موفق نیست😕ولی مامانم خیلی تیزه خوب میدونه چطور بهتر پیشرفت کنم
الان من واقعا ناراحتم میترسم از اون باباهایی باشه که احازه کارکردن به بچه هاشون نمیدن
من واقعا ناراحتم چیکار کنم الان سکوت کنم؟؟😕دلم میخواد خودم یه در امدی داشته باشم که حداقل واسه. دو گیگ نت اصرار نکنم😏😒😒
شده یه کار معمولی حتی فعلاکاشت ناخن اونم فقط تو تابستون تا بیکار نباشم حوصله م سر نره یکی از دوستام از همین راه درامد داره و روری صد تومن خرج میکنه واسه خودش
منم تو طالع بینیم هم اومده که زنای مهر ماهی رو نمیشه از کار کردن منع کرد😅
حالا چیکار کنم واسه یه شغل دیگه اسرار کنم یا کلا ساکت شم😕
میدونم اینا اینده نداره من تا میتونم درس هم میخونم کار بیشتر واسه سرگرمیه و خب پولشم لازم دارم و این کار برای تابستونه و تعطیلات