بعد مدتها رفتیم بیرون کوبیده بگیریم تو راه یه تیبا عقب مونده جلومونو گرفت یه تاکسی هم عقبمون بود متوجه نشد جلو ما ماشینه شوهرمم همزمان تلفنی حرف زد دیدم تیبا رفت مام راه افتادیم تاکسیه از عقب هی بووق بووق دیدم یه زن و مرد جوون زنه داد میزد رو به شوهرم که چخبرته پنجاه تا ماشین جلوته ترمز میزنی شوهرمم گفت خانم ماشین تیبا جلو پام ترمز زد دیدم آقاهه کنارش شروع کرد فحش دادن که بچه ک.. ی و از این حرفا وای شوهرم رفت پایین به امام حسین تا چشمش افتاد هیکل شوهرم گازشو گرفت دررفت
دیگه اومدیم خونه پسرا کوبیده شون رو خوردن شوهرم یکم خورد منم دلم نکشید کوفتم شد خدا ازش نگذره که فحش داد احساس میکنم شوهرم خیلی بیشتر از این اذیت شد که منو بچه ها بودیم اون یارو فحشش داد 😔