بچها ببینین این جاری من 19 سال ازمبزرگتر هس جاری بزرگه هم هس من دومیم حالا کلا از من خوشش نمیاد من کاری بش ندارم اما اون کلا اخلاقش ایطوره دو سه بار خاستم بش نزدیک بشم اما دیدم خوشش نمیاد بیخیال شدم چندبارمریض شد رفتم عیادت اما من وقتی زایمان کردم بعد دو ماه اومد کلا خیلی سیاست داره خانواده شوهرم همش طرفدارشن حالا اینا ب کنار عقد داداشم دعوتش کردم نیومد عروسی یه ماه پیش بود باز نیومد حالا محرم نزدیکه ما 10 روز محرم هر روز میریم خونه پدرشوهرم میگم امسال نرم که چشمم بهش نیوفته یا اینک برم محلش ندم حالش بگیرم اخه من هیچوقت بهش بدی نکردم جون دخترم اما.نمیدونم چرا ایطوره
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
معمولا جاری های بزرگتر یه خشمی نسبت به کوچکترا دارن. منم هر کاری می کردم نتونستم با خودم دوستش کنم. به همه چیزم حسادت می کرد و حسرت می خورد. دیگه رهاش کردم و فقط خونه پدرشوهرم می بینمش سالی یبار و برخوردم هم خیلی معمولیه
درحالی که برای آگاهی همه جانبه و روشن بینی ام تلاش میکنم قسمت هایی از وجودم هم از مسائلی پیش پا افتاده آزرده میشه. هیچ انسانی کامل نیست. کسی که همهی تاپیک هاش گل و بلبله بنظر من حتما دچارخودسانسوریه.