2777
2789

دارم فکر میکنم کرونا نگرفته باشم هشت روز پیش پیش مامانم اینا بودم یهو همشون تب کردن من زود برگشتم خونه خودم الان میترسم دارم سکته میکنم مامانم اینا فردای روزی که من برگشتم بدن دردو سرفشون شروع شد تستشونم مثبت بود ولی دکتر گفت خفیفه ریه شونم درگیر نشده

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

آخ که چقد بده  خیلی تجربه شو داشتم

تجربه چیو?

کجایی ک من بی قرارم کجایی ک طاقت ندارم کجایی بیا بسه دوری چجوری تونستی چجـوری امشبم مثله هر شب دوباره برات گریه کردم گریه کردم ک شاید بدونی بگی برمیگردم  امشبم زل زدم مثله هر شب ب عکست رو دیوار....
خدا وکیلی خودتو بذار جاش از ساعت ۴ باید بره سرکار😕بخدا اعصابی برا کسی نمونده

بله و تا یکشنبه هم نیست 

چی بگم😞 کلا نشد یبار من بگم بریم خونه مامانم با مادربزرگم و کلافه نشه بهونه نیاره ناراحت نشه درصورتی کمن خیلی راحت بی دردسر میرم خونه مامانش اینا

منم دیروز دلم خاست توی جمعمامانم‌ اینا باشم منو نبرد بحثمون شد منم گفتم تو از مامان من بدت میاد اونم عصبی شد منو زد

یک روزی که خوشحال تر بودم می آیم و می نویسم کهاين نیز بگذرد مثل همیشه که همه چیز گذشته است
دوستانی که ناراحت و نگرانن ان شا...زودتر رفع نگرانی بشه آرزوی دل خوش برای همتون  

خیای ممنون 😪

کجایی ک من بی قرارم کجایی ک طاقت ندارم کجایی بیا بسه دوری چجوری تونستی چجـوری امشبم مثله هر شب دوباره برات گریه کردم گریه کردم ک شاید بدونی بگی برمیگردم  امشبم زل زدم مثله هر شب ب عکست رو دیوار....
از استرس خواب نبردن

اره خیلی بده 

کجایی ک من بی قرارم کجایی ک طاقت ندارم کجایی بیا بسه دوری چجوری تونستی چجـوری امشبم مثله هر شب دوباره برات گریه کردم گریه کردم ک شاید بدونی بگی برمیگردم  امشبم زل زدم مثله هر شب ب عکست رو دیوار....
دارم فکر میکنم کرونا نگرفته باشم هشت روز پیش پیش مامانم اینا بودم یهو همشون تب کردن من زود برگشتم خو ...

ان شا...سلامتی باشه اگه کرونا بود ۵ روز اول مشخص میشد ولی خوب حواستون باشه این چند روز اگه خدای نکرده علایمی داشتین سریع دارو بگیرین خودتون تقویت کنید 

تو چرا استرس داری

خیلی ب داییم وابستم 

الان قراره با دختر عموم ازدواج کنه دختر عموم هم رفیقمه خودم اشنا شون کردم خودم دختر عمومو راضی ب حرف زدن با داییم کردم

ولی الان ی حسه دیگه ای دارم

یکمم حسودیم میشه

و ترس از دست دادن داییم داره دیوونم میکنه  

کجایی ک من بی قرارم کجایی ک طاقت ندارم کجایی بیا بسه دوری چجوری تونستی چجـوری امشبم مثله هر شب دوباره برات گریه کردم گریه کردم ک شاید بدونی بگی برمیگردم  امشبم زل زدم مثله هر شب ب عکست رو دیوار....
عزیزم❤امیدوارم خوشحالی تو وجودت فوران کنه😙

ممنون عزیزم

همچنین

کجایی ک من بی قرارم کجایی ک طاقت ندارم کجایی بیا بسه دوری چجوری تونستی چجـوری امشبم مثله هر شب دوباره برات گریه کردم گریه کردم ک شاید بدونی بگی برمیگردم  امشبم زل زدم مثله هر شب ب عکست رو دیوار....
بله و تا یکشنبه هم نیست  چی بگم😞 کلا نشد یبار من بگم بریم خونه مامانم با مادربزرگم و کلافه نش ...

سخت نگیر عزیزم،شرایط پیش اومد برو نشد زندگی رو به کام خودت و همسرت زهر نکن 

لعنت بر هر چه صبر،لعنت بر شکیبایی....

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز