بچه ها من یه مدتی تو خوابگاه بودم ب یسری کارا و دلایل بعد که زدم بیرون دوتا دخترای اونجا بهم زنگ زدن گفتن وسایلمونو دزدیدن😭😭😭😭😭😭میدونیمم کار توهه بخدا من تو عمرم همچین ننگی رو خودم نمیارم هیچوقت هیچوقت اینقدر حالم بده نشستم گوشه اتاقم فقط دارم گریه میکنم خانواده منم یه آدمای سر شناس و معروفن همه میدونن چطوری هستیم تازه من قبل رفتنم ب مدیر خوابگاه هم گفته بودممیتونی اتاق وسایل و همه چی چک کنی اما گفت ن لازم نیس میتونی بری حاالا اینا به مامان بابامم میخوان زنگ بزنن خانواده من خط قرمزشون این مسئله هاست منو سرمو میزارن رو سینم😔😔😔😔توروخدا بگیر چیکار گنم
به من تهمت بدترازاین زدن ابرو مو پیش قوم شوهر کس و ناکس بردن خالم و دخترخالم واگذار کردم به خدا الان خدا جوابشو داده دوتاشون ازناراحتی تو درد خودشون موندن
هرکس امضامو میبینه دعا کنه پسرم صحیح و سالم باشه وبدون هیچ مشکلی به دنیابیاد💖
چرا آخه سر تو رو بذارن رو سینه ت؟ عجب خانواده ای داری عوض این که پشت تو رو بگیرن 😐😐منم خوابگاه بودم قبلا اگه کسی همچین تهمتی میزد بابام طرفو زنده نمیداشت 😐 حداقل خودت برو حسابشون رو برس
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نمی دونم نداره. نگران نباش. تو که تا حالا از این کارا نکردی 100 درصد خانوادت حرف تو رو باور دارن نه حرف یه عده غریبه رو. تازه اکثرا خانواده ها اینقد بچشون رو دوست دارن که حتی مقصر هم باشه بچشون پشتش رو خالی نمی کنن
خیلی حساسن خیلییی رو این چیزا اصلا کنترل خودشون ندارن
خیلی عجیبه !!!
آدمهایی که بچه بزرگ دارن سرد و گرم چشیدن و کنترل خودشونو ندارن !!!
سعی کردند ما را دفن کنند ، غافل از آنکه ما بذر بودیم . 🌾🌾🌾مشکل مردم ما نفهمیدن نیست ترس از فهمیدنه . شک ندارم روزی میرسه که بی پروا حرف میزنیم و تعلیق نمیشیم .
یبارم دوستم به من تهمت دزدی کتابشو زد ولی کتابشو یکی دیگه اشتباهی برداشته بود بهش داد علاوه بر اینکه آبرومو برد و.... عذرخواهیم ازم نکرد الانچندسالههه میگذره ولی هیچچچچ وقت نمیبخشمش با اینکه بعدش دوستام فهمیدن خنگ بازی از خودش بوده ولی من حلالش نمیکنم